من به سیبی خوشنودم و به بوئیدن یک بونه

شعر و پول

فلفل های رنگی رنگی و خواص‌شان

فلفل سیاه، سفید، قرمز و سبز، همه از یک گیاه تهیه می‌شوند. رنگ ‌فلفل به زمان برداشت و شیوه عمل آوردن آن بستگی دارد. فلفل فواید زیادی دارد. مصرف فلفل سیستم هاضمه را تقویت می‌کند و به گردش خون سرعت می‌بخشد.

قرن‌ها پیش فلفل برای اروپائیان ادویه‌ای کمیاب و باارزش بود که آن را تنها در کشورها‌ی دوردست می‌توانستند تهیه کنند. البته هنوز هم فلفل از همین کشورها به اروپا صادر می‌شود، اما دیگر نه تنها ادویه‌ای نادر نیست؟ بلکه یکی از نام‌آشناترین و پرطرفدارترین ادویه‌ها است که می‌توان آن را تقریبا روی هر میزی کنار نمک پیدا کرد.

«گرهارد وبر» از انجمن تخصصی صنعت ادویه در شهر بن آلمان می‌گوید: «خاستگاه فلفل از مناطق گرمسیر و مرطوب آسیا است. گیاه فلفل قرن‌ها پیش در منطقه "مالابار" در جنوب هند کشت می‌شده است.»

کاشت فلفل به تدریج در کشورهای نزدیک به منطقه مالابار هم که آب و هوای مشابهی دارند رایج شده، از جمله سریلانکا، مالزی، اندونزی و تایلند. در حال حاضر صادرکنندگان جدیدی مانند ویتنام و برزیل به جمع این کشورها پیوسته‌اند.

فلفل پیش از بسته‌بندی باید ابتدا از ساق و برگ و گرد و خاک جدا شود. فلفل پس از خشک شدن در رنگ‌های سیاه، قرمز و سفید یافت می‌شود. انواع فلفل متناسب با کیفیت و رنگ و بو، قیمت‌های متفاوتی دارند.

 


خواص فلفل

فلفل پرزهای چشایی را تحریک می‌کند و پیامی ‌به معده می‌فرستد که باعث ترشح اسید هیدروكلوریک و در نتیجه هضم بهترغذا می‌شود. اسید هیدروکلوریک برای هضم پروتئین‌ها و دیگر مواد غذایی در معده ضروری است. هنگامی‌كه مقدار اسید هیدروكلوریك بدن كافی نباشد، غذا به مدت طولانی در معده باقی می‌ماند كه منجر به سوء هاضمه می‌شود. به‌علاوه، فلفل تعرق و ادرار را افزایش می‌دهد. فلفل همچنین اثرات مفید آنتی اكسیدان و آنتی باكتریال مؤثر را در خود نشان داده است.

 


سیاه، سفید، قرمز، سبز

رنگ فلفل به زمان برداشت و شیوه عمل آوردن آن بستگی دارد. رایج‌ترین نوع فلفل، فلفل سیاه است که برای آن باید میوه‌های فلفل را زمانی چید که نارس و رنگشان هنوز سبز است. دانه‌ها در جریان تخمیر و خشک شدن چروکیده و سیاه رنگ می‌شوند.

دیگر نوع متداول، فلفل سفید است. برای به دست آوردن فلفل سفید، دانه‌ها هنگام برداشت باید کاملا رسیده و به رنگ کبود متمایل به قرمز تیره باشند. دانه‌ها را در آب قرار می‌دهند تا خیس بخورند. سپس تنها مغز دانه‌ها باقی می‌مانند که در جریان خشک شدن رنگ سفید متمایل به زرد پیدا می‌کنند.

فلفل قرمز نیز از میوه‌های کاملا رسیده گیاه فلفل به دست می‌آید، با این تفاوت که فرایند خشک کردن دانه‌ها باید سریع انجام گیرد.

محصول نادرتر این گیاه فلفل سبز است. برای تهیه آن دانه‌های فلفل به صورت زرد و نارس برداشت می‌شوند و سپس باید در معرض نمک یا سرکه قرار گیرند تا از تخمیر شدن آنها جلوگیری شود.

گونه‌های مختلف فلفل علاوه بر رنگ در عطر و طعم و همینطور درجه تندی هم تفاوت‌هایی با هم دارند. فلفل‌های سیاه و سبز معطرتر از فلفل سفید هستند. اما فلفل سفید تندتر از انواع دیگر است و معمولا برای تهیه سس ماهی استفاده می‌شود.

فلفل سبز برای تهیه سس غذاهای کبابی کاربرد دارد. دانه‌های فلفل سبز را معمولا نمی‌سایند. فلفل قرمز هم تند و هم دارای طعم شیرین ملایمی است و مانند فلفل سیاه هنگام پخت گوشت‌قرمز از آن‌ها استفاده می‌شود.

بسیاری از کارشناسان تغذیه توصیه می‌کنند که فلفل به صورت پودر خریداری نشود. گرهارد وبر می‌گوید: «فلفل پودری عطر و طعم خوب خود را سریعتر از دست می‌دهد. اما اگر دانه‌ها تازه هنگام آشپزی آسیاب شوند، طعم فلفل در غدا قوی‌تر خواهد بود.»

 


خواص فلفل دلمه ای

فلفل دلمه ای یکی از سبزیجاتی است که به علت شکل زیبا، جنس جذاب، طعم متفاوت و رنگ های متنوع بسیار مورد توجه قرار دارد. این گیاه در چهار رنگ مختلف سبز، زرد، نارنجی و قرمز در بازار عرضه می شود. جالب است بدانید که هر کدام از این رنگ ها معرف خاصیت ویژه ای از این گیاه است.

با این که همه این فلفل های دلمه ای خواص مشابهی دارند، ولی دارای تفاوت های زیادی نیز هستند.

فلفل دلمه ای به علت دارا بودن آب میان بافتی فراوان یکی از کم کالری ترین سبزی ها می باشد. با وجود اینکه فلفل دلمه ای سبز رنگ در میان اکثر افراد شناخته شده تر می باشد، اما پیگمان های ایجادکننده رنگ قرمز، نارنجی و زرد خواص بسیاری دارند. از نظر طعم، فلفل دلمه ای سبز کمی تلخ تر است و فلفل های زرد، نارنجی و قرمز شیرین تر هستند و به حالت میوه ای بیشتر شبیه می باشند. فلفل دلمه ای گیاه تندی نیست؛ زیرا کاپسایسین که باعث طعم تندی در فلفل می شود، در این فلفل به مقدار بسیار ناچیزی وجود دارد.

فلفل دلمه ای سرشار از ویتامین های گروه ب مانند تیامین، ریبوفلاوین و B6 است که ویتامین های موثر در تبدیل مواد غذایی به انرژی می باشند. فلفل دلمه ای همچنین گیاهی سرشار از فیبر، پروتئین و آهن می باشد. فیبر در غذاهای گیاهی مانند میوه ها، سبزی ها، غلات کامل و حبوبات یافت می شود و بدن برخلاف پروتئین، کربوهیدرات و چربی نمی تواند آن را هضم کند و در دستگاه گوارش با اتصال به چربی ها و افزایش دفع آن ها، موجب کاهش فشارخون و کلسترول خون می گردد. همچنین موجب جذب آهسته تر قند خون می شود. در نتیجه باعث می شود تا قند خون در حیطه نرمال ثابت بماند. از اثرات دیگر فیبر، التیام التهاب های ایجادشده در قسمت های مختلف بدن می باشد.

فلفل دلمه ای سبز رنگ وقتی خیلی رسیده می شود به رنگ قرمز تبدیل می شود که رسیده تر، شیرین تر و با طعمی ملایم تر است. ویتامین ث و کاروتنوئیدها در حالت رسیده بیشتر هستند. هم چنین ظرفیت آنتی اکسیدانی در فلفل دلمه ای قرمزرنگ بیشتر از فلفل دلمه ای سبز می باشد. به منظور تهیه فلفل دلمه ای قرمز، باید توجه کرد که رنگ آن روشن باشد و پوست سفتی داشته باشد. ولی فلفل هایی که پوست کدر و چروکیده دارند، به سمت فرآیند فساد پیش می روند و مواد مغذی شان به شدت افت می کند.

با وجود اینکه فلفل دلمه ای سبز و زرد هم منابع خوبی از ویتامین ث می باشند، اما فلفل دلمه ای قرمز بیش ترین میزان ویتامین ث را دارا می باشد. به گونه ای که دو برابر نیاز روزانه به ویتامین ث را تامین می کند. ویتامین ث یک آنتی اکسیدان بسیار قوی می باشد. ویتامین ث در تسریع روند بهبود عفونت ها، ترمیم زخم ها و جراحات پوستی، تولید کلاژن موجود در غضروف ها و مفاصل استخوانی، تامین سلامت استخوان ها و دندان ها و استحکام رگ های خونی موثر است.

مسئول رنگ قرمز شفاف در فلفل دلمه ای، لیکوپن می باشد که آنتی اکسیدان بسیار قوی است؛ و تحقیقات متعدد ثابت کرده است که لیکوپن از سرطان پروستات و بیماری های قلبی پیشگیری می کند. لیکوپن ماده ای است که وقتی در معرض حرارت قرار بگیرد، آزاد می شود. بدین منظور لازم است کمی آن را در روغن تفت داد یا کبابی کرد.

فلفل دلمه ای قرمز ۵۵ تا ۷۵ درصد نیاز روزانه بدن به مواد مغذی مورد نیاز در سلامت استخوان را تامین می نماید. این مسئله به دلیل دارا بودن مقادیر فراوانی از ریزمغذی هایی چون: کلسیم، آهن، منیزیم، فسفر، پتاسیم و روی می باشد که همگی، از مواد مغذی مورد نیاز در استحکام و حفظ بافت استخوانی می باشند.

 


پاپریکا، ادویه ای برگرفته از فلفل قرمز

ادویه پاپریکا، از فلفل دلمه ای قرمز رنگ یا فلفل چیلی قرمز گرفته می شود. این ادویه به منظور بهبود طعم در غذاها بسیار کاربرد دارد. این ادویه سرشار از ویتامین A،ِ و نیز ویتامین ب می باشد که ویتامینِ در تقویت نوروترانسمیترهای سیستم اعصاب و رشد و نمو سلول های بدن موثر می باشد.

علت رنگ سبز این فلفل دلمه ای، مقادیر فراوان کلروفیل در آن می باشد که در پیوند با منیزیم است. منیزیم در بهبود حافظه و یادگیری اثرات زیادی دارد. همچنین منیزیم در جهت کاهش فشارخون موثر است. مقادیر فراوان B6 و منیزیم موجود در فلفل دلمه ای سبز، باعث کاهش اضطراب ناشی از سندرم پیش از قاعدگی می شود و به منظور بهبود علائم این سندرم موثر می باشد. فلفل دلمه ای سبز ویتامینِ فراوانی دارد که در بهبود عملکرد سیستم ایمنی و محافظت سلولی اثر دارد.

 


فلفل دلمه ای زرد و نارنجی، عینک آفتابی طبیعی

فلفل های زرد، نارنجی و قرمز منبع بسیار خوبی از کاروتنوئیدها هستند. کاروتنوئیدها گروهی از مواد شیمیایی گیاهی می باشند که سلامت چشم ها را به همراه دارند. کاروتنوئیدهای موجود در فلفل های دلمه ای عبارتند از:

۱. بتاکاروتن که مسئول ایجاد رنگ نارنجی در هویج، کدو حلوایی، فلفل دلمه ای نارنجی و... می باشد، در سلول های بینایی تبدیل به ویتامین ا می شود؛ که این ویتامین به منظور تقویت فرآیند بینایی بالاخص در نور کم کاربرد دارد. همچنین این ویتامین در بهبود عملکرد سیستم ایمنی و سلول های شاخی پوست موثر می باشد. بتاکاروتن همچنین از آنتی اکسیدان های بسیار قوی می باشد که افراد را در برابر ابتلا به سرطان و بیماری های قلبی محافظت می کند.

۲. لوتئین و زآگزانتین که رنگ زرد را در زردآلو، فلفل دلمه ای زرد و ... ایجاد می کند. از مواد اصلی تشکیل دهنده ماکولای چشم می باشند و ماکولای چشم را از آسیب های ناشی از افزایش سن محافظت می کنند و کمبود آن ها آب مروارید را در پی دارد. در حقیقت فلفل دلمه ای زرد و نارنجی را می توان نوعی عینک آفتابی طبیعی برای چشم ها دانست.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم شهریور 1393ساعت 8:52  توسط داوود مرادنژاد  | 

راز تناسب اندام فرناز رهنما از زبان خودش

نازنین معروف و مهربان سریال محبوب ساختمان پزشکان در سال 1360 در اصفهان متولد و بعد از فارغ التحصیلی در رشته تئاتر وارد دنیای بازیگری شد.فرناز رهنما که در شب‌های رمضان با نقش الهام در سریال هفت‌سنگ دوباره دیده شد، یکی از هزاران خانمی است که حسابی مراقب سلامت پوست و دندان‌هایش است. او به دلیل استعداد چاقی که دارد، بارها رژیم را زیر نظر متخصص تجربه کرده است و می‌گوید: رمز چاق نشدن من کم خوردن است.

من از پوست و سلامت دندان‌هایم حسابی مراقبت می‌کنم و زمان کافی را برای رسیدگی و تمیز و سلامت نگه داشتن پوست صورتم صرف می‌کنم و کرم‌های طبیعی مخصوص جنس پوستم را انتخاب کرده و سال‌هاست که از آنها استفاده می‌کنم. همچنین برای مراقبت از دندان‌هایم شش ماه یک بار زیر نظر متخصص معاینه می‌شوم و به محض ایجاد کوچک‌ترین آسیب با نظر دندانپزشک آن را برطرف می‌کنم.

هیچ وقت با آرایش نمی‌خوابم و همیشه از پاک‌کننده‌های آرایشی استفاده می‌کنم، بعد از هر گریم صورتم را می‌شویم و از کرم‌های لازم برای مراقبت از پوستم استفاده می‌کنم .به ویژه در این هوای آلوده و آفتاب تند تابستان برای رطوبت‌رسانی، پوست ما نیازمند مراقبت بیشتری است چه پوست صورت و چه پوست بدن به هر حال من به عنوان یک بازیگر باید از پوست و ظاهرم مراقبت‌های ویژه‌ای داشته باشم.

من استعداد چاقی خیلی زیادی دارم و اگر رعایت نکنم خیلی زود وزنم بالا می‌رود. بارها رژیم گرفتن را زیر نظر پزشک متخصص تجربه و با اطلاعاتی که از تجربه رژیم کسب کرده‌ام سعی می‌کنم بیشتر مراقب تغذیه‌ام باشم. حواسم همیشه بیشتر به این نکته بوده که میزان کالری دریافتی بدنم از مقدار کالری که قرار است طی روز بسوزانم بیشتر نباشد. بعد از تجربه رژیم‌هایی که به دست آورده‌ام، الان دیگر نیازهای بدنم را به خوبی می‌شناسم و می‌دانم چه باید بخورم و چه نباید بخورم.

 


 سال‌های زیادی است که ورزش می‌کنم اما پنج سال است که به طور جدی و مداوم رزمی کار می‌کنم. وشو رشته اصلی من است که در زمان‌هایی که وقت بیشتری دارم سه روز در هفته اما در زمان‌های مشغله کاری‌ام هفته‌ای دو مرتبه جلسات تمرین ورزشم را دارم. به جرات می‌گویم که اگر ورزش نکنم هم بدن درد می‌گیرم و هم حال روحی بدی به من دست می‌دهد. بدن هر آدمی ویژگی‌های منحصر به فردی دارد ولی گاهی این خود ما هستیم که به خودمان ظلم می‌کنیم؛ کم تحرکی خطر بزرگی برای سلامتی ماست.

تا جایی که بتوانم سعی می‌کنم از مواد غذایی تازه و مقوی در وعده‌های غذایی‌ استفاده کنم و تقریبا در تمام وعده‌های غذایی سالاد مصرف می‌کنم. درست کردن سالاد با انواع میوه‌ها و سبزی‌های تازه، روشی  است که با خوردن آن می‌توان ویتامین‌ها و سایر مزیت‌های انواع مختلف میوه‌ها و سبزیجات با ارزش غذایی بالا را یک جا مصرف کرد.

تجربه من در نقش مادر ماهور در «هفت‌سنگ» تجربه بی‌نظیری بود تا جایی که من را به فکر مادر شدن وا داشت. نقش الهام در سریال هفت سنگ به عنوان همسر نمونه‌ای از زنانی بود که در جامعه ما کم نیستند. الهام به خاطر عشق و وفاداری به همسرش مشکل بچه‌دار نشدن همسرش را خودش برعهده می‌گیرد تا علاقه‌اش را به او ثابت کند.

تعادل بین سلامت جسم و روح است که سلامتی هر کس را تضمین می‌کند. . نحوه تغذیه، استراحت مناسب و ورزش کردن ابزارهای مهمی هستند که محافظ خوبی برای سلامت من تا به امروز بوده‌اند. زیاد غذا خوردن دشمن سلامت بدن است بنابراین از زمانی که یادم می‌آید همیشه سعی کرده‌ام کم غذا باشم. اگرچه همیشه دوست داشتم که وعده غذایی مورد علاقه‌ام صبحانه بود اما متاسفانه وعده غذایی مورد علاقه من شام است چون تنها زمانی است که در کنار خانواده دور میز شام می‌توان از غذا خوردن و باهم بودن لذت برد.

من دبیرستانی بودم که متوجه شدم تنفس از راه بینی‌ام سخت شده و با تغییر شکلی که بینی‌ام پیدا کرده بود هنگام نفس کشیدن بینی من سوت می‌کشید بنابراین وقتی به دکتر مراجعه کردم متوجه شدم بینی‌ام در کودکی شکسته و به دلیل اینکه درد و خونریزی نداشته کسی متوجه این شکستگی نشده است به همین دلیل با توصیه پزشک سال 76 زمانی که 16 سالم تمام نشده بود، جراحی بینی انجام دادم. باوجود علاقه‌ای که به عمل زیبایی بینی در آن سن داشتم دکترم اصلا با عمل زیبایی بینی موافقت نکرد و تنها استخوان شکسته بینی‌ام را صاف کرد.

بعد از گذشت چند سال از جراحی بینی با توجه به اینکه عمل بینی در صورتم کاملا مشهود بود، خیلی دوست داشتم این عمل را آن سال انجام نمی‌دادم چون معتقدم صورت هر چه طبیعی‌تر باشد، دلنشین‌تر است .به ویژه در هنرپیشه بودن که بازیگر هر چه ظاهرش طبیعی‌تر باشد قدرت مانور گریم بیشتر و دایره و تنوع  نقش‌های پیش رویش بزرگ‌تر است. در حالی که بینی و صورت عمل شده دست و پای آدم را می‌بندد. به ویژه من که علاقه زیادی برای کار در نقش‌های تاریخی دارم تا امروز از بازی در این کارها محروم شده‌ام و بینی عمل شده‌ام مشکل‌ساز بوده است.

هفت‌سنگ یادآور روابطی است که دیگر کمتر در خانواده‌ها می‌بینیم و به فراموشی سپرده شده است ؛دور هم جمع شدن اعضای خانواده‌ و عشق ورزیدن به یکدیگر،گذشت و زود بخشیدن همدیگر، دور هم غذا خوردن و دور کردن بدی‌ها و کینه‌ها، خصیصه‌هایی که دیگر اثری از آنها در بسیاری از خانواده‌ها نیست و تمام آنها روزهای گذشته را تداعی می‌کنند و پیام خوبی برای خانواده‌های امروز دارند، خانواده‌هایی که به هر دلیل کمتر دور هم جمع می‌شوند و دوری و دوستی را شعار خود کرده‌اند.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم شهریور 1393ساعت 9:59  توسط داوود مرادنژاد  | 

گپی خواندنی با عباس قادری

می‌گوید بچه خیابان سعادت است. جایی بالاتر از میدان اعدام و پایین‌تر از مولوی؛ یکی از مرکزی‌ترین نقاط پایتخت. در این کوچه‌ها بزرگ شده و موسیقی را در کوچه‌پس‌کوچه‌های این شهر و تئاترهای لاله‌زار دنبال کرده. حالا بعد از این همه سال هنوز همانی است که بوده.

 برای او موسیقی پیچ‌و‌تاب‌های فلسفی ندارد بلکه گریزی برای شادبودن و شادکردن است، حرف دل مردمی که بینشان زندگی می‌کند؛  حرف‌های ساده، آدم‌های ساده، همه‌چیز در طبیعی‌ترین و معمولی‌ترین حالت اتفاق می‌افتد کلماتی برگرفته از حرف‌های عامیانه و روزمره، از دل کوچه‌و‌بازار یعنی جایی که زندگی چندنسل در آن معنا پیدا کرده. این‌روزها کمتر نامش به گوش می‌خورد، تحت عنوان «موسیقی سخیف لاله‌زاری» این جریان حذف شد و حالا بعد از گذشت این همه‌سال موسیقی پاپ به جایش خوش نشسته. این گفت‌وگو اگرچه برای سرگذشت این موسیقی کوتاه است اما غنیمت است تا از زبان کسی بشنویم که در سالیان گذشته چه بر او گذشته است:

بعد از انقلاب و با تغییر سیاست‌های فرهنگی، موسیقی معروف به کوچه‌بازاری از فضای رسمی حذف شد. شما از جمله خوانندگان مطرح این سبک بودید که سال‌هاست فعالیتی رسمی در این زمینه نداشته‌اید. طی این سه‌دهه که این موسیقی مرسوم نبود، مشغول چه کاری بودید؟

من هم مثل خیلی کسان دیگر، در ایران ماندم و دوست داشتم در مملکت خودم زندگی کنم. افتخار می‌کنم که در این مملکت مانده‌ام، هرچه باشد اینجا وطن من است. زادگاه من است. ما اینجا به دنیا آمده‌ایم و همین‌جا باید دفن شویم. اگر هرکاری هم کرده‌ایم، برای شادی مردم بوده است. نه کار خطایی کرده‌ام، نه کلامی از سیاست گفته‌ام و نه بلدم و نه این کار را دوست دارم. ما عمرا در راه سیاست نبودیم و نخواهیم بود. بارها از دوستان و مسوولان خواستیم که اجازه دهند در وسع و اندازه خودمان کار کنیم؛ البته کارهایی که موردتایید باشد که مساله‌ خاصی هم به وجود نیاید.

 بعد از انقلاب برای شما دقیقا چه اتفاقی افتاد؟

گفتند کارها را بیاورید تا ما تایید کنیم. من هم به جای یک‌سری، چندسری از کارهایم را بردم ولی موردقبول قرار نگرفت...

چه سالی کارهایتان را به وزارت ارشاد بردید؟

 تا 10سال پیش هم دایم کارها را به ارشاد می‌بردم. از اول که انقلاب شد ما دوست داشتیم کار کنیم، مثل هنرمندان دیگری که به آنها گفتند چه کاری کنند و چه نکنند، ما هم یکی از آنها بودیم. اما متاسفانه هنوز هم جواب درستی به ما نداده‌اند.

یک عده از سبک خودشان فاصله گرفتند حتی عده‌ای آهنگ‌هایی مثل خلبانان و... را تولید کردند و به مشکلی برنخوردند. فکر می‌کنم شما چون معروف‌تر و شناخته‌شده‌تر بودید، مشکلات بیشتری داشتید... .

به‌هرحال آنها هم دوستان من بودند و مسیر خودشان را قبل انقلاب داشتند و بعد هم کارشان را به شکل دیگری ادامه دادند. من بعد از انقلاب خیلی زحمت کشیدم تا تعادلی بین خواسته مدیران و کار خودم برقرار کنم. یعنی هم مردم این موسیقی را دوست داشته باشند و هم اینکه کلام موسیقی توهینی به ارزش‌ها تلقی نشود اما متاسفانه اجازه انتشار آلبوم و برگزاری کنسرت به ما ندادند. قبل از انقلاب خواننده‌هایی که در این ژانر فعالیت می‌کردیم، 10،15نفری بودیم.

الان دیگر تقریبا کسی نمانده و بیشترشان فوت کرده‌اند. سن ما بالا رفته و چیزی از عمرمان باقی نمانده. این آخرسری، دوست داریم کارهای قابل انتشار و پخش ما را تصویب کنند و اجازه دهند آنها را برای مردم اجرا کنیم.

 


گفتید بعد از انقلاب برای دریافت مجوز خیلی به وزارت ارشاد مراجعه کردید. در شعرها چه تغییراتی اعمال کرده بودید که همسو با سیاست‌های فرهنگی بعد از انقلاب باشد؟ مثلا برخی از خوانندگان برنامه گل‌ها بعد از انقلاب به سمت ترانه‌های حماسی روی آوردند ولی به نظر، موسیقی کوچه‌بازاری این پتانسیل را نداشت و ماهیتش تغییر می‌کرد؛ یعنی این جنس موسیقی نمی‌تواند حماسی شود چون برگرفته از فرهنگ زیستی یک‌دوره از تاریخ معاصر و تهران قدیم بوده... .
 
اتفاقا می‌شد. مساله اولیه این است که وقتی شما مرا برای مصاحبه دعوت کردید، حالا یا اینجا می‌نشینیم یا یک طبقه پایین‌تر یا بالاتر. ما به دعوت شما آمده‌ایم برای همین سعی می‌کنیم کاری را که شما از من می‌خواهید، انجام دهیم. تغییر می‌تواند در کلام اتفاق بیفتد و به مسایل روزمره نزدیک شود. قرار نبود ماهیت موسیقی و سبک ما تغییر کند. سبک و نوع این موسیقی پایه‌ای دارد که قابل تغییر نیست وگرنه که کلا موسیقی دیگری می‌شود.

در این زمینه کاری آماده کرده بودید؟

من دوتا قطعه درباره حضرت‌علی(ع) خواندم البته در سبک موسیقی خودم... .

  به آنها هم مجوز ندادند؟

 نه، گفتند شما خوانندگانی هستید که مردم می‌شناسند و رویتان حساسیت دارند. این جوابی بود که دادند. ما همین الان هم دوست داریم برای مردم خودمان و در این مملکت فعالیت کنیم؛ چرا نباید بتوانیم؟

هیچ‌وقت رسما ممنوع‌الصدا نشدید؟

نه، هیچ‌کس چنین چیزی به من نگفت. گفتند شما می‌توانید به فعالیت‌تان ادامه دهید.

خیلی از کارهای قبلی شما را که گوش می‌کنیم، می‌بینیم مثلا مجری برنامه می‌گوید: حالا دعوت می‌کنیم از «خواننده مردمی...» خودتان از همان زمان روی این کلمه تاکید داشتید؟ آیا با واژه «کوچه‌بازاری» مشکل دارید... .

نه، من حساسیتی ندارم. خوشحالم تمام مردمی که در کوچه‌بازار زندگی می‌کنند، از این موسیقی استفاده می‌کنند؛ واقعیت را خدمتتان عرض می‌کنم؛ می‌توانید از پدرتان که از همنسلان من هستند، بپرسید. بگذارید مثالی بزنم که فکر کنم جواب سوال شما هم باشد، تئاتر‌هایی در لاله‌زار بود که الان تک‌وتوک باقیمانده و سبک‌وسیاقشان فرق کرده؛ یعنی فقط نمایشنامه کار می‌کنند. آن زمان بیشتر کنسرت اجرا می‌کردند و گهگاهی هم نمایشنامه.

 کارگران شهرستانی مثلا از ماهشهر، اهواز، دزفول و خرم‌آباد آنقدر به کار ما علاقه داشتند که به هوای «موسیقی کوچه‌بازاری» یا «مردمی» چهارشنبه‌شب که کارشان تمام می‌شد، بنده‌خداها می‌آمدند و می‌گفتند آقای قادری ترانسپورت شمس‌العماره را بلدی؟ ما از آنجا می‌آییم؛ چهارشنبه بلیت خریدیم و صبح رسیدیم تهران تا کارهای شما را ببینیم. یعنی اینقدر برای مردم این موسیقی ارزشمند بود. منظورم از مردم، همین کارگرها هستند. از بس، کلام و شعر عامیانه بود.

احساساتشان ساده و رقیق بود و پیچیدگی افکار روشنفکران را نداشت... .

بله، منظورم همین است.

موسیقی پاپیولار همین معنی موسیقی مردمی را می‌دهد؛ یعنی موسیقی‌ای که فراگیر است. فکر می‌کنید موسیقی پاپ واقعی ما، این بوده؟
 باور کنید این بوده. کارهای پاپ کلاسیک هم اجرا کردیم مثل «تکه‌سنگ»، «حرف نگفته» و... مثلا همان کار‌های قدیمی‌تر را کلاسیک نواختند و حالت سولی‌کرون عربی به آنها ندادیم. ما هم همان‌جایی برنامه اجرا می‌کردیم که اکبر گلپایگانی می‌خواند. هرکسی برای خودش هوادارانی داشت و برنامه‌ها طوری بود که همه با هم بودند.

 می‌دانیم آن زمان موسیقی گل‌ها خیلی مطرح بود. چرا شما این سبک را انتخاب کردید؟ الان حتی برخی موزیسین‌های سنتی ما هم به‌خاطر شهرت و پول به سمت موسیقی پاپ رفته‌اند... .

 متاسفانه این بد است. از اول من کار خودم را کردم. هیچ‌وقت سعی نکردم کسی کاری انجام دهد و دنباله‌رو او باشم. دنباله‌رو من بوده‌اند ولی من دنباله‌رو کسی نبوده‌ام. دوست نداشتم اگر کاری از من پخش می‌شود و مردم آن را می‌شنوند، بگویند این کار شبیه کار فلانی است. متاسفانه الان اینطوری نیست و یک‌عده یک اثری تولید می‌کنند و برایش زحمت می‌کشند و عده‌ای هم همان را اجرا می‌کنند. البته اگر بهتر اجرا کنند، عیبی ندارد ولی کار قبلی را هم خراب می‌کنند.

نکته مهم این است که تکیه‌کلام‌ها و ضرب‌المثل‌هایی که در این موسیقی هست، در ترانه‌های پاپ امروز جایش خالی است... .

ببینید، الان کسانی که ادعایشان می‌شود حتی در آن طرف آب‌ها، یعنی در موسیقی لس‌آنجلسی هم از موسیقی ما استفاده می‌کنند، جاهای قشنگ ترانه را روی ملودی سوار می‌کنند و اورتور آهنگ را روی چیزی می‌گذارند که اصلا صحیح نیست، چون آن اورتور برای این ملودی ساخته نشده.

نام اولین ترانه شما، گویای سبک و نگرش‌تان به موسیقی است: «چیزی که عوض داره گله نداره.» این ترانه‌ها برگرفته از بین ضرب‌المثل‌ها و تکیه‌کلام‌های مصطلح تهرانی‌های قدیم بوده است... .
 
ما فقط به گفت‌وشنود مردم در خیابان و محافل توجه داشتیم و سعی می‌کردیم خواسته آنها را برآورده کنیم. من 830ترانه خوانده‌ام که همه آنها از دل حرف‌های روزمره و حرف دل مردم بود. همه سوژه‌های روز بود و ضرب‌المثل‌های رایج مثل همین «چیزی که عوض داره گله نداره»، «حرف‌حساب جواب نداره» یا به قول قدیمی‌ها «آب از سر چشمه گله...»، «دورهم‌بودن خودش یک نعمته» یا «بزنم به تخته» همه سوژه‌های روزمره بود. چیزی نبود که به جایی بربخورد.

برای همین می‌گفتند: «موسیقی مردمی» چون از دل گفت‌و‌گوهای روزمره درمی‌آمد... .

من از مردم همیشه سپاسگزار بودم چون محبتشان همیشه شامل حالم بوده. الان خیلی خوشحالم که می‌بینم حتی نوجوانان هم مرا دوست دارند و در محافل موردمحبت قرار می‌دهند؛ فکر می‌کنم به این خاطر است که توانستم با موسیقی دلی را خوش کنم و دردی را از روی دلشان به وسیله شعر و آهنگ بردارم. شعر‌ها هم که مشخص است چگونه بوده.

  طی این سال‌ها فعالیت‌تان ادامه داشته؟

این شغل من است. نمی‌توانم این حرفه را رها کنم چون این کار در دل و خونم است. باید عقده‌ای را که در دلم است به‌صورت شعر و آهنگ پیاده کنم. چیز بدی هم نیست من دوست دارم همه آن را دوست داشته باشند. شما به موسیقی این روزها نگاه کنید. شاید الان پیش خودتان بگویید هرکس می‌گوید کار من خوب است، ولی باور کنید منظورم این نیست. به نظرم کار یک هنرمند را باید بیشتر جامعه دوست داشته باشند، یعنی اگر هفت‌میلیون جمعیت داریم، پنج‌میلیون آن را دوست داشته باشند. این گفته من است. نمی‌خواهم کاری کنم که کسی دوستش نداشته باشد بلکه همیشه اکثریت جامعه و مردم را در نظر می‌گیرم.

چرا بعد از انقلاب از ایران نرفتید؟

پسرم در آمریکا درس می‌خواند و من به دیدنش می‌روم ولی دوست ندارم از ایران بروم. من یک‌وجب از خاک ایران را به کل دنیا نمی‌دهم. این را به حقیقت می‌گویم. الان گرین‌کارت هم دارم و می‌توانم بروم ولی دوست ندارم. باور کنید وقتی از ایران خارج می‌شوم، ناراحتم اما در راه بازگشت خیلی خوشحالم و با خود می‌گویم دارم به وطن و خانه خودم برمی‌گردم.

اولین باری که به سمت موسیقی رفتید چه چیزی شما را جذب کرد؟ می‌خواهم برسیم به جایی که ببینیم چطور این سبک از موسیقی را برای ادامه روند کاری‌تان انتخاب کردید. اولین آهنگ‌هایی که خواندید در همین سبک کوچه‌بازاری بود؟

من از 10سالگی در هرمدرسه‌ای که درس می‌خواندم، در برنامه‌های موسیقی‌اش فعالیت داشتم. برنامه‌ای به نام «پیشاهنگی» بود که بچه‌ها را به اردو می‌بردند و آنجا برنامه و تمرین‌های موسیقی داشتیم.

مدرسه شما کجا بود؟

طرف‌های پایین‌شهر مدرسه‌ای بود به نام «فرخی»، یکی هم در خیابان ولیعصر بود، اسمش یادم نیست... دو، سه تا مدرسه عوض کردم...

منزلتان آن زمان کجا بود؟
 
خانه ما خیابان سعادت بود. از این طرف می‌شد پایین‌تر از میدان مولوی و از آن طرف بالاتر از میدان اعدام سابق. به‌هرحال منطقه جنوب شهر بود و من افتخار می‌کنم که در آن محیط بزرگ و با خوی‌ومنش بچه‌های آن محل بزرگ شده‌ام. از طرف مدرسه یک گروه بودیم که برای پیشاهنگی انتخاب شده بودیم. آقای انوشیروان روحانی با یک اکیپ خیلی درجه‌یک و تمام‌عیار که هیچ کم‌وکسری نداشت، حدود یک‌ماه طرف محمودآباد بابلسر چادر زده بودند و هرهفته یکی از خواننده‌هایی که با ایشان کار می‌کردند، می‌آمد و یکی، دوروز برنامه اجرا می‌کرد. همه دور هم بودند و برنامه‌های مختلف اجرا می‌کردند. اگر سوالی یا راهنمایی لازم داشتیم، می‌توانستیم در یک محیط دوستانه بپرسیم. آقای روحانی امتحان سولفژ از بچه‌ها می‌گرفت و آنها را راهنمایی می‌کرد که به موسیقی ادامه بدهند یا نه.

 آن زمان انوشیروان روحانی معروف بود؟

 بله، شماره‌یک بود، الان هم شماره‌یک است.

 


ساززدن را هم از همان سال‌ها شروع کردید؟

 من ساز نمی‌زدم ولی خیلی دوست داشتم نوازنده حرفه‌ای باشم تا ملودی‌هایی را که در ذهنم بود، اجرا کنم چون به این شکل نمی‌توانستم به آهنگسازان ذهنیتم را نشان دهم. دوست داشتم همان لحظه‌ای که یک ملودی به ذهنم می‌رسد، با ساز بزنم و ضبط کنم که فراموشش نکنم و گم نشود.

عود می‌نواختید؟

 نمی‌شود گفت نوازنده هستم ولی می‌توانم گام‌ها را پیدا کنم.

آن زمان اوج کاری «منصور صارمی» و «عبدالوهاب شهیدی» بود؛ از طرفی هم کسانی مثل «عبدالحلیم حافظ» هم روی موسیقی ما تاثیر داشتند... .

بله، واقعیتی است. اتفاقا عود یک ساز ایرانی است. من که 40سال است موسیقی کار می‌کنم ولی عود از صدسال پیش در موسیقی ما بود و از ایران به کشورهای عربی رفت.

 اولین اثرتان یعنی قطعه «چیزی که عوض داره گله نداره» چگونه شکل گرفت؟

 ملودی‌ای در ذهنم بود و دوستی داشتم به نام ناصر تبریزی که متاسفانه فوت کردند. من ترانه را همین‌طوری می‌خواندم و اورتور و پیش درآمد و جواب نداشت. نظراتی در ذهنم بود که به ناصر تبریزی گفتم و او هم ویولنش را برداشت و گوشه‌ای رفت و کمی این قطعه را زد و گفت هماهنگ و قشنگ است و همین را اجرا می‌کنیم.

با هم دوست بودید ولی هنوز هیچ فعالیتی نداشتید؟

نه، با هم دوست بودیم. من از مدرسه که می‌آمدم، به تئاترهای لاله‌زار می‌رفتم. پنج‌تئاتر بود که از سه بعدازظهر تا یازده‌ونیم شب برنامه داشتند. آنجا با ناصر تبریزی آشنا شدم و او خیلی به من کمک کرد. چندقطعه با هم منتشر کردیم که خیلی سروصدا کرد. یکی همین آهنگ گله نداره بود و... .

داوود مقامی قبل از شما فعال بود؟

خدا رحمتش‌کند. من آن زمان، خیلی مشهور نبودم ولی کارهایم در بازار موجود بود که ایشان کارشان را شروع کردند. فقط آهنگ می‌خواند و جایی برای اجرای برنامه و کنسرت نمی‌رفت. فقط صفحه منتشر می‌کرد.

 قاسم جبلی چطور؟ از او متاثر بودید؟ یعنی کارهایشان را گوش می‌دادید؟

او که خیلی سال قبل از ما فعالیت می‌کرد و پیشکسوت همه ما بود. بله کارهایشان را دوست داشتم ولی دونفر به نام‌های هوشنگ شوکتی و بهرام سیر بودند که کارشان را دوست داشتم چون تم عربی داشت. جبلی هم این سبک را وسیع‌تر ادامه داد.

همان‌طور که اشاره کردید کسان دیگری هم در این سبک موسیقی فعالیت داشتند مثل قاسم جبلی که قبل از شما بودند. وجه تمایز کار شما با دیگران به‌نظر خودتان چه بود؟ چه تغییری به موسیقی خودتان دادید، حالا در تنظیم یا نوع خوانش و اشعار... .

من بیشتر روی کلام تکیه داشتم. کلام، روی شنونده‌ها خیلی تاثیر دارد. خیلی چیزها را الان می‌شنویم که معنی و مفهومی ندارند. دیده‌اید که چه کارهایی در حال حاضر منتشر می‌شود؟ ولی ما سعی می‌کردیم کلامی که می‌خواهد روی ملودی سوار شود، به دل مردم بنشیند و به زبان روزمره و مردم نزدیک باشد. مثل شعر: «گفتن یک دوست دارم دیدی چه به روز من آورد / تورو که مهربون بودی به عالم دیگه‌ای برد / لال بشه این زبان من راز دلم‌رو گفت به تو.» مثلا این یکی از ترانه‌هاست. همه کارهایم از همین سوژه‌های مرسوم و واقعی گرفته شده بود. الان که بی‌نیازم و شهرام پسرم همه کارهایم را انجام می‌دهد.

سبک آوازخواندن خودتان را چگونه پیدا کرده بودید؟

کارم کمی تم عربی داشت یعنی «سولی‌کرون» بود و دستگاه‌ها کمی خرد می‌شد؛ بر فرض یک‌نت را 10تکه می‌کردند و به آن حالت عربی می‌دادند و کار قشنگ‌تر می‌شد. در گوشه‌های دستگاه تغییراتی می‌دادند که آهنگسازان بهتر می‌دانند و من نمی‌توانم به‌طور واضح بازگو کنم.

با فیروز برنجیان یا همان آقای بابک رادمنش غیر از آهنگ تکه‌سنگ چه قطعاتی را کار کردید؟

برنجیان آن زمان آهنگساز بنامی نبود، کارش قشنگ بود، خیلی هم قشنگ بود ولی هنوز خیلی معروف نبود و خودش هم آن زمان می‌خواند. او بعد از انقلاب به لندن رفت. پسر هنرمندی هم به نام «سامی یوسف» دارند که کارش خیلی خوب است و فکر می‌کنم با کمک پدرش توانسته به اینجا برسد. اگر به یک‌سری از آهنگ‌هایشان که خیلی هم با استقبال روبه‌رو شد توجه کنید، تم عربی دارد: «بیا بریم دریاکنار» تمش عربی است ولی کلامش ایرانی است و همین کارهای عربی باعث شد بیشتر شناخته شوند. البته الان به نام بابک رادمنش معروف هستند. من حدودا 36 کار از 830کاری که اجرا کردم با همکاری ایشان بوده؛ مثل «تکه‌سنگ»، «قهر طبیعت» و... .

 آهنگسازانی که با آنها کار کردید خودشان را با سبک خوانش شما هماهنگ می‌کردند؟

صددرصد. بعد هم مثلا ممکن بود کاری را دوست نداشته باشم، ولی آهنگساز می‌گفت فقط تو می‌توانی این کار را بخوانی، یعنی بعضی اوقات کارهایی از روی اجبار می‌خواندم.

چطور شد که به جامعه باربد رفتید؟

 استاد «اسماعیل مهرتاش» از هنرمندان بنام قدیمی بود که آن زمان با خانم «ملوک ضرابی» و خیلی کسان دیگر کار می‌کردند. تمام شاگردانشان هرکدام بعدها در سبکی به استادی رسیدند. کلاس‌هایی داشتند که هفته‌ای دوجلسه بود. تمام خوانندگان معروف می‌آمدند و آموزش می‌دیدند.

 به سفارش «انوشیروان روحانی» به جامعه باربد رفتید؟

نه، آقای روحانی را در همان دوره‌های پیشاهنگی دیدم و آشنا شدم و مشوق کارم در اصل ایشان بود. از من پرسید کجا می‌خوانی؟ گفتم: جایی نمی‌خوانم ولی یکی، دوجا دعوتم کرده‌اند. جایی بود به نام «تالی هو» در خیابان کریم‌خان، بعد از آشنایی دعوتشان کردم. وقتی من خواندم، نمی‌دانید چقدر مرا تشویق کرد. ایشان آن زمان خیلی بروبیا داشتند و به‌قول‌معروف روی دستشان کسی نبود. بهترین سوژه‌های شعر و آهنگ را مثل سوژه فیلم‌های سینمایی برای خواننده‌اش می‌ساخت.

 شاعرانی که با شما کار می‌کردند، به سبک و سیاق کار شما برایتان ترانه می‌سرودند یا خودتان انتخاب می‌کردید؟
 
خودم سوژه‌ها را به شاعر می‌دادم که مثلا در مورد چه چیزی باشد. در ابتدا که آقای «معینی‌کرمانشاهی» در رادیو بودند، با ایشان کار کردم، مثلا شعر «نامه‌رسان» را که آقای شجاعی خوانده بود، خواندیم. گروهی از خوانندگان و شاعران بودیم که روزهای دوشنبه یا سه‌شنبه در رادیو که آن زمان در میدان ارگ بود، دور هم جمع می‌شدیم و کارها را برای روز جمعه ضبط می‌کردیم. نام برنامه هم «جمعه‌بازار» بود، مثلا آقای معینی‌کرمانشاهی و شاعران دیگر یک ترانه جدید می‌خواندند و بعد ما بین خودمان انتخاب می‌کردیم که چه شعری را چه کسی بخواند. با هم به توافق می‌رسیدیم چون ممکن بود از یک شعر، چندخواننده خوششان بیاید ولی بر اساس سبک کاری‌مان و کارهای گذشته که شعر به سبک چه کسی بیشتر می‌خورد، بین خودمان به صورت دوستانه تصمیم می‌گرفتیم چه کسی چه شعری را بخواند. آن زمان همه با هم رفتار دوستانه‌تری داشتند ولی الان همه کارهای یکدیگر را کپی می‌کنند. الان خیلی‌ها کارهای 40 یا 50سال پیش مرا در آن طرف آب خواندند.

مثل چه آهنگ‌هایی؟

مثلا آهنگ «از اون بالای شمرون / تا این پایین تهرون» را «احمد آزاد» خواند یا آهنگ «عزیز‌ترین» را «حبیب محبیان» خواند با این مضمون: «تو به پاکی مثل آبی...» یا آهنگ «نازی‌نازی». اکثر کارهای مرا دوباره خواندند. من نمی‌گویم نخوانند ولی حداقل از آهنگساز و خواننده تشکر کنند.

هیچ‌وقت در زمینه آموزش فعالیت داشتید؟

آن زمان‌ها چرا، ولی الان نه. برای اینکه باید مجوز می‌گرفتم ولی منی که می‌خواهم چهارتا کلام به شما یاد بدهم، اول باید کار خودم مجوز داشته باشد تا به شما یاد بدهم. وقتی خودم مجوز ندارم، چرا این موسیقی را آموزش بدهم؟

کسانی بودند که کارشان را دوست داشته باشید؟

غیر از بچه‌های خودمان مثل آقای رادمنش و... کسان دیگر را در حدی نمی‌بینم که وقت بگذارم تا کارشان را بشنوم. شعرها آنقدر پوچ است که چیزی ندارد تا وقت بگذاریم و گوش دهیم.

 یعنی کل موسیقی پاپ؟

شجریان و اصفهانی و پسر آقای ایرج کارهایشان خوب است و محتوا دارد ولی خیلی‌های دیگر که روزی هزاربار هم کارشان از کانال‌های مختلف داخلی و خارجی پخش می‌شود، هیچ محتوایی ندارد.

 


 این‌روزها برخورد مردم با شما در خیابان چطور است؟

خیلی خوب است. قسم می‌خورم که من پنج‌دقیقه نمی‌توانم بیرون باشم؛ از محبت مردم که من شرمنده می‌شوم. جوان‌های 20ساله علاقه عجیبی نشان می‌دهند و من از خدا متشکرم و با خودم می‌گویم اینقدر به من لطف داشته که حتی جوان‌هایی به این سن‌وسال از من حمایت می‌کنند. به این شکل از خدای خودم ممنونم چون کاری که کردم را اکثریت مردم دوست دارند.

الان به موسیقی شما چندنگاه وجود دارد. یک عده برخورد نوستالوژیک دارند چون نسلی را یاد طهران قدیم می‌اندازد. عده‌ای هم می‌گویند جامعه تغییر کرده و این موسیقی کوچه‌بازاری که در حافظه شنیداری ماست، الان دیگر مخاطبی ندارد. نظر شما چیست؟

الان نسل عوض شده و همه فرق کرده‌اند. 40سال گذشته و دیگر آن زمان تکرار نمی‌شود. آدم‌ها و جاها و شرایط تغییر کرده. الان شخص من نمی‌توانم و نخواهم توانست مثل قبل باشم چون در این محیط و زمان زندگی می‌کنم و نمی‌توانم آثاری شبیه گذشته خلق کنم. بالطبع همه‌چیز تغییر کرده. مساله این است آن زمانی که باید از این موسیقی حمایت نشد و الان هم هیچ اقدامی برای حفظ و نگهداری‌اش انجام نمی‌دهند.

این موسیقی بخشی از فرهنگ ایران است نه اینکه چون خودم خواننده این موسیقی بودم این را بگویم، ولی این موسیقی اصالت داشت و حرف دل مردم بود و برگرفته از موسیقی غربی نبود. چه موسیقی‌ای را با این المان‌های ایرانی که بازگوکننده وضعیت زندگی مردم و نوع حرف‌زدنشان در تهران قدیم و در دوره‌ای از تاریخ باشد، سراغ دارید؟

 بعد از انقلاب درآمدتان از کجا تامین شد؟

 الحمد‌الله یک لقمه نان و پنیری از قبل داشتیم. در عین حال کار کردیم و دوستان خوبی هم داشتیم که شرکت‌های مختلفی در زمینه تولید آلات موسیقی داشتند. سفارش کارهایی را به ما می‌دادند که در حیطه موسیقی بود، مثلا ساخت خرک سنتور و... فعالیتم در زمینه موسیقی بود ولی نه به صورت انتشار آلبوم و برگزاری کنسرت. وقتی آدم نمی‌تواند چلوومرغ بخورد، باید سعی کند از یک لقمه نان و پنیر لذت ببرد.

شغل ثابتی نداشتید؟

 چرا، زمانی در شرکت «روغن‌نباتی قو» کار می‌کردم و سرپرست یک قسمتی بودم. بعد دوباره وقتی به آنجا برای کار رفتم، دیدم همه‌چیز تغییر کرده و همه‌دستگاه‌ها اتوماتیک شده و نتوانستم کارم را ادامه دهم. خلاصه سال‌های سال را به همین منوال گذراندیم.

 الان دوست دارید چه اتفاقی در موسیقی بیفتد؟ مخصوصا در زمینه موسیقی پاپ که به‌نوعی جایگزین موسیقی کوچه‌بازاری شده است؟

 در حال حاضر، هر مملکتی برای هنرمندانش ارزش قایل است و خواننده‌ای که تازه بالا آمده و گل کرده جایگاهی دارد. هنرمندی که 40سال پیش کارش را شروع کرده هم جایگاه خودش را دارد. ما از وزارت ارشاد این درخواست را داشتیم. شغل ما این است، کارمان این است و به جز این، کار دیگری نمی‌توانیم انجام دهیم، باید بتوانیم در چارچوب مشخص‌شده به کارمان ادامه دهیم. کاری را که شما بگویید، سعی می‌کنیم به نحواحسن انجام دهیم؛ نه کلامی بالاتر و نه پایین‌تر. من دوست دارم در مملکت خودم باشم و برای مردم خودم بخوانم.

 آخرین کارتان آلبوم «نازگلکم» بود. آیا مشغول کار جدیدی هستید؟

 فعلا نه چون بازگشت مادی برایم ندارد.

هزینه آلبوم‌هایتان از کجا تامین شد؟

 چند آلبومی که بعد از انقلاب منتشر شده، هزینه‌هایش از جیب بوده و برگشتی نداشته. هموطنانم می‌توانند آنها را از اینترنت دانلود کنند.

یعنی همه به صورت رایگان در اختیار مخاطبان قرار گرفته است؟

بله، ولی از الان به بعد، دیگر این کار را نمی‌کنم.

اگر قرار باشد منتخبی از کارهای گذشته را انتخاب کنید که مشکل مجوز ندارند کدام‌ها را انتخاب می‌کنید؟

 تا آنجایی که می‌دانم، به غیر از یک ترانه، من کار بدی نخوانده‌ام. بازهم شما به شعرهای من گوش کنید ، یک کلام ندارد که به کسی بربخورد یا سیاسی و مبتذل باشد. ما اصلا در این خط‌ها نبودیم؛ سبکی داشتیم، ادامه دادیم تا به حال و الان دیگر از این کار سیر شده‌ایم. الان هم به‌نظرم کار از درخواست گذشته؛ چون وقتی سن آدم بالا می‌رود، باید جایگاهی داشته باشد که متاسفانه ما نداریم. تنها جایی که دارم، دل مردم است.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم شهریور 1393ساعت 9:41  توسط داوود مرادنژاد  | 

میدونی ذرت چه خواصی داره؟

یه گشتی که در بازار میوه و تره بار بزنید حتما میتونید این روز ها بلال تهیه کنید. با خوندن این مطلب حتما به فکر تهیه ذرت و استفاده از اون خواهید افتاد. ذرت ابتدا در مکزیک و قسمتهایی از قاره آمریکا بوده و کم کم به کشور های دیگه منتقل شده. این گیاه کاربرد های بسیار زیادی در آشپزی داره و در بسیاری از غذا ها چه به صورت کامل و پخته شده و چه به صورت آرد یا نشاسته مورد مصرف قرار میگیره. احتمالا خیلی از شما هم تاحالا از ذرت در انواع سالاد ها استفاده کردید. این گیاه خواص خیلی عالی داره که در این مطلب در موردش صحبت میکنیم.

 
ذرت شیرین


خواص کلی ذرت

ذرت به طور کلی حاوی قند بیشتری نسبت به دیگر سبزیجات هست. ذرت با فلانوئید ها و آنتی اکسیدان هایی مثل بتاکاروتن میتونه موثر در پیشگیری انواع بیماری ها و سرطان ها باشه. همچنین حاوی ویتامین های A و B6 هست. این گیاه بسیار عالی برای بیماری های پوستی هست و باعث حفاظت پوست در برابر بیماری ها میشه. این گیاه عالی میتونه دارویی برای کنترل دیابت باشه. از بیماریهای قلبی و عروقی نیز جلوگیری میکنه.

میزان ۱۸ درصد ذرت رو فیبر تشکیل میده که بسیار موثر در پیشگیری و رفع بیماریهای گوارشی مثل یبوست هست و از ابتلا به سرطان روده نیز جلوگیری میکنه.

همچنین ذرت سرشار از ویتامین های مختلفه که درسلامتی بسیار موثر هستند. از طرفی  مواد معدنی همچون فسفر، منیزیم، منگنز، روی، آهن، مس همگی در ذرت یافت میشود.

ذرت یک منبع غنی از آنتی اکسیدان هاست که بسیار موثر در مبارزه با رادیکال های آزاد ایجاد کننده سرطان هستند.

معمولا از متخصصان تغذیه شنیده میشه که با پخت و پز، از خواص سبزیجات و میوه ها کاسته میشه. یک مطالعه نشون میده که پختن ذرت در دمای ۱۱۵ درجه فارنهایت به مدت ۲۵ دقیقه میتونه باعث افزایش خواصش هم بشه.

ذرت موثر در حفظ سلامت قلب


روغن ذرت باعث کاهش کلسترول و در نتیجه کاهش خطر ابتلا به بیماری های قلبی و عروقی میشه. همچنین مصرف این روغن بهترین راه برای حفظ سلامت قلبه. به این دلیل که ذرت دارای یک ترکیب مطلوب از اسد چرب مشتق شده است که اجازه میده تا اسید های چرب امگا ۳ باعث از تخریب کلسترول های بد و جایگزین اونها بشن. این موضوع باعث کاهش حملات قلبی و سکته مغزی میشه.

پیشگیری از کم خونی

ویتامین B12 و اسید فولیک موجود در ذرت باعث جلوگیری از کم خونی ناشی از کمبود ویتامین ها میشه. همچنین ذرت دارای سطح قابل توجهی از آهنه که یکی از مواد معدنی ضروری برای تشکیل سلول های قرمز خون به شمار میاد.

ذرت زرد منبع غنی از بتاکاروتن هست که به شکل ویتامین A در بدن نمود پیدا میکنه. این ویتامین بسیار موثر در قدرت بینایی و همچنین طراوت پوست هست.

هشدار: درسته که در بالا گفتیم روغن ذرت میتونه باعث کاهش خطر ابتلا به بیماری های قلبی و عروقی بشه ولی باید توجه داشته باشیم که ذرت حاوی مقدار زیادی از اسید های چربه بنابر این برای افرادی که در حال حاضر دارای بیماری های قلبی هستند، ذرت اضافی و یا مصرف بیش از حد روغن ذرت میتونه خطر ساز باشه.

به طور کلی هر چیزی بیشتر از حد نیاز میتونه خطر ساز باشه و برای بدن مضر باشه. پس باید در مقدار مصرف حتی سبزیجات هم دق کنیم.

فصل ذرته و توصیه میکنم ذرت تازه تهیه کنید و دون کنید. هم بپزید و تازه مصرف کنید و هم مقداری کنسرو و یا فریز کنید تا بعد ها استفاده کنید.

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم شهریور 1393ساعت 10:33  توسط داوود مرادنژاد  | 

نکاتی جالب از پشت صحنه شهر موش ها

یک شهر 1500 متر مربعی در آشیانه هواپیماها در بوستان ولایت. سوله ای با سازه هایی بزرگ از داربست ها و تخته چوب هایی که مثل جاده ای مارپیچ بالا و پایین می روند و در هم پیچیده اند، از هم عبور می کنند و باز هم به هم می رسند. سازه ای سه طبقه که اگر به طبقه سوم آن بروید، تصویری بهتر از عظمت آن در ذهن تان شکل می گیرد. روی سقف به فواصل مساوی، مکعب های سفیدی نصب شده؛ جایی که پیش بینی شده برای نصب پروژکتورها، برای استقرار نورپردازها که همه اینها حاصل طراحی های پیچیده «محسن شاه ابراهیمی» است.

طراح صحنه و لباس پروژه هایی مثل «به رنگ ارغوان»، «مهمان مامان» و ... طراح دکور و صحنه همین فیلم شهر موش ها؛ مردی که معماری متفاوت و مدرنی را برای این پروژه پیش بینی کرده. «شهر موش ها»ی جدید چیزی شبیه دوران غارنشینی است اما با وسایلی پست مدرن! با هود، یخچال، تختخواب، تلفن و ... گروهی 40 نفره به سرپرستی شاه ابراهیمی 5 ماه مشغول کار بوده اند تا همه جزییات شهر از تیر چراغ برق و اتومبیل ها تا وسایل آشپزخانه، رختخواب و تمام وسایل مورد نیاز یک شهر را طراحی کنند. حتی خانه های ضدزلزله، ضد تله و ضد حشره کش را!

درباره فضای شهر

این فضا، مدرن نیست. توی عملیات کامپیوتری که بچه ها انجام دادند، گفتم کمی خنثی کار کنند. مبنای حرکت فکری من برای طراحی اینجا، فضاهای «دست کَند» است، مثل «کندوان»؛ دست کَند یعنی اینکه یک صخره یا یک کوه ماسه ای را تراش می دهند و تمام فضاهای مورد نیاز خود را به طور یکپارچه از توی آن درمی آورند.

 


قطعه جدا شده ای نیست که بگذاریم آنجا به عنوان میز، تخت یا صندلی. همه اینها از یک حجم بزرگ، تراش خورده و تمام فضاهای مورد نیاز را در آن پیش بینی کردیم؛ به همین دلیل کمی فضایی و مدرن به نظر می رسد ولی ما به ازاهای آن وجود دارد.

شما اگر مثلا آبشارهای شوشتر را دیده باشید، کلی حفره و دخمه و آب گریز و آسیاب و اینطور چیزها دارد که انسان های قدیم همه آنها را در سنگ ماسه ای تراش دادند و فضاهایی برای کار و زندگی طراحی کردند. ایده اصلی من این بود که موش ها قاعدتا باید اینجاها را با چنگال و دست تراشیده و به یک چنین ترکیبی رسیده باشند.

درباره وسایل زندگی موش ها

شاید واژه «پست مدرن» دقیق ترین اصطلاحی باشد که بشود به سبک این کار اطلاق کرد. من این دکور را اینطور دیدم که موش ها حفره بزرگی را انتخاب کردند و به دلیل ویژگی اقلیمی آنجا و نوع خاک، سنگ و ماسه ای که آنجا بود، شروع کردند به تراش دادن و چیزهایی را که دوست داشتند در آن به وجود آوردند، به اضافه اینکه از عناصر مدرن هم توی آن استفاده شده است. فانتزی آن هم در واقع همین است.

 


طبیعتا خیلی خوب می شد اگر می توانستیم چیزهایی را به دست بیاوریم که اولا از نظر فرم و دوم از نظر اشل و اندازه، مناسب باشند. یکی از بچه ها یکسری وسایلی که فکر می کرد از نظر اندازه مناسب است را جمع آوری کرده است. تقریبا می توانم بگویم از هر 10 تا، سه یا چهارتای آن از نظر اشل و فرم به کار می آیند ولی بقیه آنها را ساخته ایم. از تعدادی آکسسوارساز دعوت به کار کردیم. وسایلی هم که در بازار موجود است و می شود استفاده کرد، با تغییراتی به فضا نزدیکشان می کنیم.

درباره جای عروسک گردان ها

در اینجا ما دو بحث داریم: یکی طراحی فضایی است که جلوی دوربین قرار می گیرد و دیگری طراحی فنی آن. من تا به حال هیچ کار عروسکی را طراحی نکرده بودم. در انیمیشن عروسکی احتیاج به پیش بینی فضا برای عروسک گردان نداریم چون همه چیزها روی صحنه اتفاق می افتد.

 


حرکتی که عروسک ها انجام می دهند، با تغییر جا صورت می گیرد و با سوراخ هایی که در بدنشان است به جاهای مختلف صحنه پیچ می شوند و آن سوراخ ها راحت با هر چیزی پوشیده می شوند ولی در عروسک گردانی زنده، مثلا برای حرکت یک مسیر مستقیم باید حداقل یک عرض 15-10 سانتیمتری برای عبور دست از کف صحنه یا از جایی که عروسک قرار دارد اختصاص بدهیم. بالطبع آن سطح باید قابل برداشت و برش دادن برای حرکت دست عروسک گردان باشد. زیر صحنه هم باید فضای مناسب برای عملکرد عروسک گردان پیش بینی شود. در این فضا باید هیچ مانعی جلوی راه او نباشد تا تمرکزش به هم نریزد.

درباره جای دوربین ها

من وقتی دکورهای واقعی در اشل یک یکم هم برای فیلم ها و سریال ها می سازم، طبیعتا به غیر از طراحی اصلی که در آن نوع معماری، رنگ، کمپوزیسیون فضا و چیزهای دیگر را در نظر می گیرم، دو عنصر وجود دارد که همیشه به آنها توجه می کنم؛ اولی عنصر نور؛ یعنی جا برای نور تخصصی نورپرداز باید در نظر گرفته شود. یکی هم جا برای حرکت دوربین. اینها جزو لاینفک طراحی دکور است.

 


طراح باید به فضایی که دارد بر مبنای جوهره اصلی فیلمنامه طراحی می کند، آگاه باشد که باید به آن خواست کارگردان و دیالوگ هایی که بین کارگردان، فیلمبردار  و طراح رد و بدل می شود را هم اضافه کرد. اینجا هم همینطور است. این بخش با دکور واقعی هیچ فرقی نمی کند. من باید جا برای دوربین و نور پیش بینی کنم و یک عنصر دیگر هم اضافه می شود؛ همان عنصر عروسک گردان که خیلی چیزها را به هم می ریزد. یعنی یکسری محدودیت با خودش می آورد که باید آنها را حل کرد.

درباره مکعب های زیر سقف

 


آنها مال بچه های نور است. مبحث نور این دکور خیلی پیچیده است. تا جایی که من یادم می آید، تصور نمی کنم در کارهای عروسکی حجم به این بزرگی داشته باشیم؛ یعنی شهری با این طول و عرض 1500-1400 متر مربعی در طبقات مختلف. خب این حجم نور زیادی هم لازم دارد. فقط اگر بخواهیم یک نور روز بدهیم، احتیاج به حجم زیادی از نور داریم.

درباره حالت گرد و مارپیچی شهر

توی این طرح، یک ویژگی را به شدت اعمال کرده ام و آن هم این است که هیچ چیز تیزی دیده نمی شود. همه چیز نرم و لطیف است و این هم به خاطر ماهیت موش است، البته موشی که ما در عالم فانتزی با آن سر و کار داریم. خطوط تیز همیشه از نظر روانی، حس خشونت و خطر را القا می کنند.

 


حصار یک دیوار را فرض کنید که بالای آن چیزهای تیز قرار داده اند. خود به خود کسی که آن را می بیند احساس می کند باید از آن پرهیز کند و وقتی که یک چیز نرم را می بینید احساس می کنید می توانید به آن نزدیک شوید و به آن دست بکشید. این نگاه توی کل طراحی اعمال شده است. حتی در جاده ها هیچ جا به تقاطع نمی رسی. جاده ها همدیگر را قطع نمی کنند، یک جور نرم از کنار هم رد می شوند. در طراحی آکسسوار و اتومبیل ها هم به همین صورت است، لبه های تیز را از بین بردم که با خودش لطافت بیاورد. به هر حال برای کودکان کار کرده ایم.

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم شهریور 1393ساعت 10:9  توسط داوود مرادنژاد  | 

بزرگترین اشتباه خواننده ممنوع‌ الکار!

مهدی مقدم خواننده‌ای است که به گواه اتفاقات چند سال اخیر هم مجاز هست و هم مجاز نیست! او در عجیب‌ترین وضعیت ممکن قرار دارد و خودش را مقصر تمام ناکامی‌ها و کم رنگ شدنش در جریان اصلی موسیقی پاپ ایران می‌داند.

خواننده آلبوم‌های مجاز «خونسرد»، «سونامی» و «احتیاط» حالا چند سالی است از سونامی‌های ماهواره‌ای فاصله گرفته و می‌خواهد با احتیاط و خونسردی به مسیر اصلی بازگردد.

مقدم متولد سال 60 در تهران است. او در کنار تحصیل در رشته گرافیک و فعالیت در برخی تئاترها و خوانندگی در نمایش‌ها تعدادی کار رادیویی هم دارد که از بارزترین آنها شرکت در برنامه «جمعه ایرانی» است. او در سال 80 تهیه آلبوم «خونسرد» را آغاز کرد و با انتشار این آلبوم در سال 83 رسما وارد حوزه موسیقی شد.

پخش کلیپ‌های این خواننده در برخی شبکه‌های ماهواره‌ای ممنوع الکاری او را به دنبال داشت و حتی پس از 6 سال با وجود اینکه اعلام شد وی با همراهی ارکستر صدا و سیما در برج میلاد و در بخش جنبی جشنواره موسیقی فجر اجرا خواهد داشت، این موضوع منتفی اعلام شد.



گرچه شنیده می‌شد صدا و سیما برای آن جشنواره چهار ارکستر، شامل دو ارکستر سنتی و دو ارکستر پاپ در نظر داشته و با مخالفت مسئولان برگزاری جشنواره و محدود کردن اجراها به یک اجرا آن هم اجرای مهدی مقدم، صداوسیما اعلام کرده یا هر چهار اجرا یا هیچ کدام و این موضوع به ضرر مقدم تمام شده است.

گفته می‌شد گرچه برای اخد مجوز از ارشاد به طور معمول یکی از مراحل استعلام حراست است و مقدم همواره در این بخش متوقف می‌ماند اما برای جشنواره چنین مرحله‌ای وجود ندارد و حتی خواننده‌هایی چون رضا صادقی و محسن یگانه هم در دوران ممنوع الکاری‌شان، موفق به حضور در جشنواره شده‌اند و بعد از اجرای مثبت، مجوز برگزاری کنسرت های مستقل خود را دریافت کردند، اما مقدم از این اتفاق بی‌نصیب ماند.

با این وجود با دنبال دار شدن غیبت مقدم، حتی در مقطعی سفر چند ماهه او به یکی از کشورها، شایعه مهاجرت همیشگی او پس از نزدیک به هفت سال ممنوعیت برگزاری کنسرت و کار را به دنبال داشت.

او سابقه بازی در فیلم‌هایی چون «آخرین حرف» و «۱۸-» به کارگردانی اصغر نصیری در سال 87 و فیلم سه بعدی «آقای الف» به کارگردانی علی عطشانی در سال 91 را در کارنامه دارد.

با او درباره گذشته، حال و آینده‌اش حرف زدیم.

*سال 92 وقتی آلبوم «احتیاط» منتشر شد 50 درصد مشکلاتتان برای فعالیت در موسیقی برطرف شد اما 50 درصد دیگر همچنان حل نشده است. علت چیست؟


- قبل از هر چیز باید بگویم اهمیت کنسرت دادن خیلی بیشتر از 50 درصد است! چون اکنون اتفاق اصلی در موسیقی پاپ با اجراهای زنده رخ می‌دهد نه با انتشار آلبوم‌ها. شاید یک زمانی گرفتن مجوز آلبوم تنها خواسته خواننده‌ها بود و تولید آلبوم یک تجارت بزرگ به حساب می‌آمد اما اکنون دیگر از آلبوم‌هایی که تیراژهای میلیونی و سودهای آنچنانی داشته باشند خبری نیست و تقریبا می‌شود گفت آلبوم دادن بهانه‌ای برای برگزاری کنسرت است. اگر بخواهیم مادی نگاه کنیم هم اصل اتفاق در کنسرت‌ها است.

*نگفتید علت اینکه تمام مشکلاتتان حل نشد چه بود؟


- مشکل من مشکلی نیست که بعد از انتشار آلبوم «احتیاط» تولید شده باشد. من از سال‌ها پیش دچار اشتباهات متعددی شدم و حالا تاوانش را می‌دهم.

*با این حساب پس چطور برای آلبومتان مجوز صادر شد؟

- به من محبت شد. چون نسبت به یک تهیه کننده تعهد داشتم و باید آلبوم سومم را به او تحویل می‌دادم. مجوز آلبوم «احتیاط» در حقیقت نشانه‌ای به من بود تا بدانم اگر اشتباهاتم را تکرار نکنم می‌توانم فعالیت داشته باشم. این اتفاق برای خواننده‌های دیگر هم وجود داشته است.

*می‌شود درباره اشتباهاتتان توضیح بدهید یا به مصلحت نیست؟


- اتفاقا به مصلحت هست! چون باعث می‌شود کسی به من ذهنیت منفی پیدا نکند. مشکل من از جایی شروع شد که بابت عدم ادامه همکاری با شبکه‌های ماهوارهای به دفتر موسیقی ارشاد تعهد دادم اما مدتی بعد تعهدم را ندیده گرفتم.

*مشکل همین بود؟

- همین هم کافی بود! گرچه بعدها برداشت‌های دیگری از این اتفاق شد اما من تخلف دیگری انجام ندادم. مثلا تا همین امروز هیچ آهنگی که مغایر با موازین قانونی باشد نخوانده‌ام. هیچ کدام از کلیپ‌های من هم تصاویر نادرست نداشته است. برای کلیپ‌های آلبوم «سونامی» حتی مجوز ارشاد هم گرفتیم اما مشکل اینجا بود که تهیه کننده و صاحب امتیاز این آلبوم آنها را از ماهواره‌ها پخش کرد و من به جای مخالفت با او، همراهی‌اش کردم.

آن سال‌ها هنوز 25 سالم هم نشده بود و پر از اشتباه بودم. من از مشاورانم لطمه‌های زیادی خوردم. همه به من نشانی غلط دادند. اکنون هم همین قبیل مشاوره‌ها وجود دارد اما دیگر من گوش به این حرف ها نمی دهم. در اطراف موسیقی ما آدم‌هایی هستند که به خواننده‌های جوان وعده‌های آنچنانی می‌دهند. می‌گویند فلان حرکت تخلف نیست یا می‌گویند فلان حرکت را انجام بده و اگر مشکلی پیش آمد ما حلش می‌کنیم اما عملاً تنهایت می‌گذارند و خودت می‌مانی و مشکلت.

*حالا متوجه اشتباهاتتان شده‌اید؟

- اکنون به جایی رسیده‌ام که جرأت عذرخواهی دارم.

*عذر خواهی از چه کسانی؟

- قبل از همه از آنهایی که کارهای مرا دوست دارند اما هرگز نشد تا در یک مراسم یا کنسرت آنها را ببینم. من هیچ وقت به کسانی که کارهایم را دوست دارند لقب «طرفدار» نداده‌ام. آنها دوستان من هستند. هر خواننده‌ای هزاران دوست دارد که کارهایش را می‌شنوند، به کنسرت‌هایش می‌آیند، مصاحبه‌هایش را می‌بینند و می‌خوانند. شرایط رقابتی خواننده‌ها مثل بازیکنان فوتبال و تیم‌ها است. همانطور که آبی‌ها و قرمزها با هم کرکری دارند، دوستداران خواننده‌ها هم در مورد آنها برای هم کرکری می‌خوانند.

من امروز شرمنده دوستانی هستم که علاقه به کارهایم آنها را سرخورده کرد. من نتوانستم پاسخگوی محبت‌هایشان باشم. از خانواده‌ام که روی من حساب کرده بودند و گرایش من به موسیقی جز سروصدا برایشان هیچ چیزی نداشته عذر می‌خواهم و همین طور از مسئولانی که جواب اطمینانشان را با خوبی ندادم.
 
* اکنون پس از سالهای ممنوع الکاری حتما احساس می‌کنید از پیشرفت عقب مانده‌اید؟

- از نظر مالی بسیار زیاد اما از نظر کاری خیر. چون نه درگیر بیزینس خاصی شده‌ام و نه آلودگی پیدا کرده‌ام. از من کاری جز خواندن برنمی‌آید. امیدوارم روزی نوبت به من هم برسد تا روی صحنه بروم و با خیال راحت برای دوستانم بخوانم.

*حرف آخر؟

- آنهایی که مرا می‌شناسند می‌دانند که آدم بخیلی نیستم. سعی کرده‌ام برای همه قدم خیر بردارم و به همه کمک کنم. اکنون فقط چند جمله به خواننده‌هایی که تازه از راه رسیده‌اند و مثلِ مهدی مقدمِ سال‌های 84 و 85 کم تجربه هستند می‌گویم: بیشتر مراقب باشید. چون همه شما در معرض دسیسه هستید. به آدم‌هایی که مسئولیت رسمی‌ ندارند و شما را حتی به اندازه یک سانتیمتر از قانون دور می‌کنند، هرگز اعتماد نکنید.

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم شهریور 1393ساعت 11:1  توسط داوود مرادنژاد  | 

«خارش مغزی» میدونی چیه؟

مغز افرادی که دست به خودکشی می زنند با دیگران فرق دارد

در پژوهشی در کانادا مشخص شده که مغز افرادی که دست به خودکشی می زنند از لحاظ ترکیبات شیمیایی با دیگران تفاوت دارد. پژوهشگران بافتهای مغز 20 جسد را تجزیه کردند و دریافتند در مغز افرادی که خودکشی کرده بودند، درصد بالاتری از یک فرایند شیمیایی که باعث تغییر رفتار می شود، وجود دارد.

این پژوهشگران در مقاله ای در نشریه «بایالاجیکال سایکالاجی»، نشریه تخصصی روانشناسی زیستی نوشته اند که اتفاقا عوامل محیطی در این تغییرات نقش دارند. این پژوهشگران که از دانشگاه های وسترن اونتاریو و اوتاوا مشغول تحقیق دراین باره بودند، بافت های مغز 10 نفر را که خود کشی کرده بودند و 10 نفر دیگر را که به طور ناگهانی به دلایل دیگر مرده بودند، تجزیه کردند.

آنها دریافتند که DNA افرادی که در گروه خودکشی قرار داشتند، تحت تاثیر فرایندی به نام متیلاسیون است که در تنظیم رشد سلولی دخیل است.

متیلاسیون همان جریانی است که جلوی فعالیت ژن های ناخواسته را در سلول ها می گیرد تا مثلا ژنی که برای ساخت پوست ضروری است، برای این کار فعال شود، نه برای ساختن بافت قلب.

 


میزان متیلاسیون در مغزهای گروه خودکشی تقریبا 10 برابر گروه دیگر بود و ژنی که غیر فعال شده بود، نوعی گیرنده پیام های شیمیایی بود که در تنظیم رفتار نقشی اساسی دارد. پژوهشگران در این مقاله احتمال می دهند که این روند در «طولانی شدن و یا بازگشت اختلالات افسردگی» دخیل باشد. در پژوهش هایی که پیش از این انجام شد، مشخص شد که تغییر در فرایند متیلاسیون می تواند حاصل ترکیبی از عوامل ژنتیک و محیطی به نام «اپیژنتیک» باشد.

دکتر مایکل پولتر، سرپرست این تحقیقات می گوید: «این مساله که ژنوم تا این حد در مغز منعطف عمل می کند، بسیار تعجب آور است چون سلول های مغزی تقسیم نمی شوند. نورونها در آغاز زندگی به وجود می آیند بنابراین دانستن این که مکانیزم های اپیژنتیک همچنان اتفاق می افتند، جالب است.»

یافته های این تحقیق راه را برای پژوهش در این باره و یافتن روش های درمانی تازه باز می کند.

جان کریستال، سردبیر نشریه بایالاجیکال سایکالاجی می گوید: «این شواهد نشان می دهد که عوامل ژنتیک و محیطی می توانند تغییرات طولانی مدت در مغز ایجاد کنند. به علاوه این تغییرات می توانند در روند زندگی فرد تغییرات اساسی ایجاد کنند. این تغییرات شامل افزایش اختلالات مربوط به افسردگی و احتمالا خودکشی هستند.»

«خارش مغزی» نغمه ها را ملکه ذهن می کند

تحقيقات تازه در آمريکا نشان داده که دليل در خاطر ماندن برخی آهنگ ها و ترانه ها اين است که باعث «خارش» مغز می شوند که تنها با تکرار همان نغمه برطرف می شود.

در آلمان، اين نوع آهنگها که به «کرم گوش» معروفند معمولا دارای مضمونی شاد و ترجيع بندی تکرار شونده اند و حالتی ميان گيرا و عصبی دارند. پروفسور کلاريس می گوید: «خارش ذهنی استعاره ای است برای توضيح چگونگی در خاطر ماندن آهنگها، برخی آهنگها دارای خواصی مشابه هيستامينها (موادی که در واکنش به آلرژی در بدن توليد می شوند) هستند و باعث خارش مغزی می شوند.» به گفته وی تنها راه خاراندن اين خارش ذهنی اين است که نغمه مزاحم را بی وقفه در مغز خود تکرار کنيم.

پروفسور کلاريس نتايج اوليه تحقيقات خود درباره «کرم گوش» را در همايشی در زمينه روانشناسی مصرف کنندگان عرضه کرد و گفت تقريبا همه انسانها گاه و بيگاه دچار خارش ذهنی می شوند.

او گفت: «در طول مطالعات دريافتم که نود وهفت تا نود ونه درصد جمعيت در مقطعی زمانی در برابر کرم گوش آسيب پذيرند، اما مسلما برخی از مردم آسيب پذيرتر از سايرينند؛ زنان معمولا بيشتر در معرض آن هستند و موسيقيدان ها بيش از ساير افراد دچار آن می شوند.»
اين تحقيقات بخصوص برای صنعت موسيقی پاپ که در پی رونق بازار است و همچنين برای توليدکنندگان آگهي های تجاری جالب است که معمولا برای فرو کردن نام های تجاری در مغز مصرف کننده از قطعات گيرا و کوتاه استفاده می کنند. کريس اسميت که حرفه اش تصنيف چنين قطعاتی است می گويد هم در توليد آگهی و هم آهنگهای پاپ بايد قطعه ای ساخت که وقتی شنيده شد براحتی و بسرعت فراموش نشود.

 


زدودن کرم گوش

به گفته آقای اسميت، حتی بزرگترين موسيقيدان ها هم از کرم گوش رنج برده اند؛ برای مثال، فرزندان موزارت عادت داشتند زير اتاق او شروع به نواختن آهنگی روی پيانو کنند اما پيش از پايان آهنگ دست از نواختن بکشند که اين کار موزارت را «ديوانه» می کرد، تا آنجا که به طبقه پايين می دويد و قطعه را تمام می کرد چون نمی توانست به قطعه ای ناتمام گوش کند.

پروفسور کلاريس می گويد تحقيقات او نشان داده است که هيچ معياری برای ايجاد کرم گوش وجود ندارد و واکنش آدمها به نغمه های مختلف متفاوت است.

به گفته وی، زدودن چنين آهنگهايی از مغز هيچ تضمينی ندارد، هرچند برخی از مردم ادعا می کنند اگر آهنگ را تا به آخر گوش کنيد گاه مؤثر است و آهنگ را از ذهن خارج می کند.

جست‌وجو در اینترنت برای مغز مفید است

پژوهشی نشان داده که استفاده از اینترنت، حداقل برای افراد میانسال و مسن تر، به تقویت قوای مغز کمک می کند. گروهی از پژوهشگران در دانشگاه کالیفورنیا لس آنجلس (UCLA) دریافتند جست‌وجو در وب، بخش تصمیم گیری و استدلال مغز را تحریک می کند.

پژوهشگران می گویند این موضوع حتی ممکن است به مقابله با تغییرات فیزیولوژیک ناشی از افزایش سن، که باعث کند شدن مغز می شوند، کمک کند. نتایج این پژوهش در نشریه "Geriatric Psychiatry" منتشر شده است.

با افزایش سن تغییراتی در مغز رخ می دهد که از جمله می توان به کمتر شدن اندازه و کاهش فعالیت سلولی در مغز اشاره کرد که بر عملکرد انسان تاثیر دارند.

اعتقاد بر آن است که فعالیتهایی که مغز را فعال نگه می دارند، همچون حل کردن جدول، ممکن است اثرات افزایش سن را به حداقل برسانند و بر اساس پژوهش اخیر اینطور به نظر می رسد که «وب-گردی» را نیز می توان به فهرست اینگونه فعالیت ها اضافه کرد.

گری اسمال، پژوهشگر ارشد این برنامه تحقیقاتی می گوید: «جست‌وجو در اینترنت فعالیت پیچیده ای را در مغز به همراه دارد که می تواند به تمرین دادن و بهبود عملکرد مغز تاثیر بگذارد.» این پژوهش روی 24 نفر داوطلب انجام شده که بین 55 تا 76 سال سن دارند و نیمی از آنها کاربران باتجربه اینترنت بودند.

مقایسه با خواندن

مغز هر داوطلب، در حالیکه یک بار مشغول جست‌وجو در اینترنت و بار دیگر مشغول خواندن کتاب بود اسکن شد. هر دو کار باعث مشاهده میزان قابل ملاحظه ای فعالیت در بخش های مسوول زبان، خواندن، حافظه و قابلیت های بصری مغز شد.

با این وجود جست‌وجو در وب فعالیت مجزای بیشتری را در بخش دیگری در مغز که تصمیم گیری و استدلال های پیچیده را کنترل می کند ایجاد کرد که البته این موضوع تنها در کاربران با تجربه وب مشاهده شد.

پژوهشگران گفتند در مقایسه با خواندن ساده، وجود گزینه های بی شمار در اینترنت باعث می شود کاربران برای رسیدن به اطلاعات مورد نظر خود نیاز به تصمیم گیری داشته باشند.

با این حال آنها معتقدند کسانی که تازه استفاده از اینترنت را آغاز کرده اند هنوز استراتژی های لازم برای انجام موفقیت آمیز جست‌وجو روی وب را درک نکرده باشند.

پروفسور اسمیت گفت: «به نظر می رسد کاری ساده و روزمره همانند جست‌وجو در وب در افراد مسن تر مدارهای مغز را تقویت می کند که نشان می دهد با وجود افزایش سن، مغز ما حساس است و می تواند به فراگیری ادامه دهد.»

برکا وود، مسوول بنیاد خیریه تحقیقات در باره آلزایمر در بریتانیا گفت: «بر اساس این یافته های شگفت انگیز این‌طور به نظر می رسد که افراد میانسال و مسن تر می توانند با انجام فعالیت هایی که مغز را تحریک می کنند خطر مبتلا شدن به بیماری فراموشی ناشی از پیری را کاهش دهند.»   

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم شهریور 1393ساعت 10:1  توسط داوود مرادنژاد  | 

«ریو 2»، انیمیشن خوش آب و رنگ سال 2014

یکی از انیمیشن‌های خوش و آب رنگ سال 2014 «ریو 2» است که در آن پرنده‌های شاد و بامزه آبی رنگ داستانی موزیکال را درباره کانون خانواده، زندگی مدرن و سنتی و حفظ محیط زیست رقم می‌زنند.

فیلم انیمیشن «ریو 2» یکی از انیمیشن‌های موفق سال 2014 است که در ماه مارس (فروردین) راهی پرده‌های نقره‌ای شد و در این فاصله نسخه‌‌ای از آن به ایران رسیده و مورد استقبال نیز قرار گرفته است. در حال حاضر هم نسخه‌های غیرمجاز زیرنویس فارسی هم نسخه شبکه نمایش خانگی این اثر در بازار ایران موجود است.

 


کارلوس سالدانا فیلمساز برزیلی سازنده این انیمیشن خوش و آب رنگ است؛ انیمیشنی که با تمرکز بر موضوع خانواده و تاثیر تکنولوژی بر زندگی امروز در هفته اول اکرانش که همزمان در 3938 سینما روی پرده رفت، موفق شد فیلم ابرقهرمانی «کاپیتان آمریکا: سرباز زمستان» را پشت سر بگذارد.

طوطی‌های آبی برزیلی که در قسمت اول این انیمیشن نیز ستارگان اصلی آن بودند، بار دیگر بازگشتند تا یک داستان خانوادگی و خوشایند و پر آب و رنگ را به نمایش بگذارند. این بار قهرمان اصلی یعنی «بلو» با صدای جسی آیزنبرگ و «جوول» با صدای آن هاتاوی و سه بچه شان راهی سفری به آمازون می شوند. در این سفر «لیندا» با صدای لسلی مان و «تولیو» با صدای رودریگو سانتورو هم به آنها ملحق می شوند.

 


جیمی فاکس، جورج لوپز، تریسی مورگان، جمین کلمنت و جیک آستین در کنار بازیگران جدید این قسمت یعنی اندی گارسیا، برونو مارس، کریستین چنووت و ریتا مونرو از دیگر بازیگران و نیز خوانندگان آوازهای این انیمیشن هستند و اگر شما این انیمیشن را دیده باشید حتما بر این موضوع صحه می‌گذارید که نقش موسیقی و آواز چقدر در این اثر سینمایی پررنگ است و می‌تواند بچه ها را با خود همراه کند.

کارلوس سالدانا یکی از سازندگان قصه این فیلم است که توسط دان ریمر ، کارلوس کوتکین، جنی بیکز و یونی برنر به فیلمنامه بدل شده است.

 


در این قسمت «بلو» که اهل شهر میناپولیس آمریکا است و حالا در ریودوژانیرو پایتخت برزیل زندگی می‌کند و همسرش جووِل هر دو طوطی آبی و از آخرین بازماندگان این نوع طوطی هستند.

آنها سه جوجه کوچک دارند و زندگی آرام و بی دغدغه شان در جریان است. بلو از صاحب قبلی اش لیندا (لسلی مان) جدا شده و برای جشن سال نوی میلادی با خانواده اش به یکی از سواحل معروف شهر ریودوژانیرو رفته است، اما جوول همیشه به یاد خانواده اش و سایر اعضای این نوع خاص که در آستانه انقراض هستند، است. در این بخش داستان تقابل دو تفکر که یکی به زندگی مدرن با استفاده از ابزار تکنولوژیک اعتقاد دارد و دیگری به برگشت به اصل خویش، دیده می‌شود. مرد خانواده که به زندگی شهری عادت دارد بدون ابزار مدرن دست و بالش بسته است و حتی بدون جی پی آر اس نمی تواند پرواز کند و راه را بیابد ولی همسرش برعکس اوست.

 


این خانواده شاد و کوچک وقتی می فهمند آخرین بازماندگان نژادشان نیستند با جوجه‌هایشان برای پیدا کردن همنوعانشان به سمت جنگل‌های استوایی پرواز می کنند. پرنده کوچکی به نام «بیا» با صدای آماندا استنبرگ و تیاگو بد اخلاق با صدای پی یرس گانون و یک نفر دیگر به اسم کارلا با صدای راشل کرو از همراهی آنها در این سفر باز می مانند اما شخصیت های دیگری آنها را همراهی می کنند؛ پرندگانی که عاشق موسیقی هستند...

 


جوول پدرش ادواردو با صدای اندی گارسیا را پیدا می کند. او که تا به حال فکر می کرد پدرش مرده حالا خیلی خوشحال است. اما پدرش رابطه خوبی با شوهر همیشه سردرگم او برقرار نمی کند و تنها صفتی که به او می دهد حیوان خانگی است. اما پدر او در عین حال یک مبارز است که تلاش می کند تا جنگل محل زندگی این موجودات را که عده ای برای نابودی اش تلاش می کنند نجات دهد. پدر جوول خیلی تلاش دارد دامادش را به زندگی در طبیعت و اصل پرنده وحشی بودنش بازگرداند.

در این میان پای دوست دوران کودکی جوول هم به میان می آید: روبرتو با صدای برونو مارس خواننده کانادایی که یک طوطی آوازخوان از خودراضی است. میمی با صدای ریتا مورنو هم در نقش شخصیت عمه محبوب اما پردردسر جوول یکی دیگر از همنوعان این خانواده را تشکیل می دهد.

 


در این کشاکش بلو هم با دردسرهایی روبه رو می شود: نایجل انتقام جو که در فیلم «ریو یک» محصول 2011 به درون پره‌های هواپیما کشیده شده بود و بلو را مقصر می داند، وارد صحنه می شود.

اما دشمن اصلی همه این شخصیت ها یک چوب بُر بدجنس با صدای میگول فرر است که با کارهایش زیستگاه طوطی‌ها را در معرض نابودی قرار داده است، اما لیندا و همسرش دو انسان خوب و طرفدار محیط زیست برای نجات جنگل به کمک طوطی ها می آیند.

 


همه این شخصیت ها با شخصیت های رنگ و وارنگ دیگری تکمیل می شوند تا یک موزیکال پر سرو صدا ایجاد کنند. از جمله این آوازه خوان ها کاردنیال کاکل قرمزی به نام پدرو (با صدای ویل.آی.ام) است. یک قناری طلایی هم با این پرنده دوست است که با صدای جیمی فاکس امکان رپ خوانی دونفری را فراهم می آورند.

رافائل یک توکان شاد و خوشحال هم از جمله این هنرمندان است که با همدیگر مسابقه استعدادیابی ترتیب داده اند تا محملی برای رقص و آواز پرندگان استوایی در فیلم فراهم شود.

 


در جمع این پرندگان یک قورباقه عاشق پیشه صورتی به نام گابی با صدای کریستین چنویث هم حضور دارد که دغدغه اش دوستی با نایجل است.

سالدانای برزیلی با شناختی که از فرهنگ رقص و آواز کشورش دارد، موفق شده تا این فرهنگ را به خوبی وارد فیلم کند و در عین حال موضوع های تکراری تلاش برای محل زندگی را که این جا کاملا هم محیط زیستی است با داستانی عاشقانه در هم کند و البته یک مسابقه آوازخوانی سبک تلویزیونی را هم چاشنی آن کند.

 


موفقیت «ریو یک» که در سطح جهان فروشی 486 میلیون دلاری را ثبت کرد موجب شد تا پروژه ساخت «ریو 2» کلید بخورد و از سوی دیگر هواداران قسمت اول را برای تماشای آن به سمت سینماها بکشاند.

موسیقی از ابتدا حضوری پررنگ در این انمیشن دارد و فیلم با یکی از ترانه های پرشمار درنظر گرفته شده برای فیلم شروع می شود.

 


تعدد شخصیت های این انیمیشن یکی از نکاتی است که منتقدان روی آن دست گذاشته اند و تقریبا همگی متفق القول بوده اند که باعث آشفتگی زیادی در فیلم شده است. ضمن این که گره های داستانی هم بسیار زیاد است و آرامش فیلم را از آن سلب کرده است.

این انیمیشن 101 دقیقه ای که با بودجه 103 میلیون دلاری ساخته شد در نهایت فروشی 495 میلیون دلاری را در باکس آفیس جهانی خود رقم زد.

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم شهریور 1393ساعت 10:16  توسط داوود مرادنژاد  | 

چطــور اشتهای‌تـان را کــور کنید؟

حتما تعجب می‌کنید اگر بشنوید با خوردن میان‌وعده‌ای مانند موز و کره بادام‌زمینی یا گوشت بوقلمون وزن‌تان کاهش پیدا می‌کند. به این دلیل که شاید در تصورتان این خوراکی‌ها همگی پرکالری باشد اما حقیقت دارد. خوردن و مهم‌تر از آن درست و به‌موقع خوردن یکی از راهکارهای کاهش وزن است. درواقع همیشه کم خوردن یا نخوردن و ریاضت کشیدن راهکار کنترل وزن نیست. به این دلیل که پس از مدت کوتاهی سلول‌های بدن دچار گرسنگی سلولی شده و همه ریاضت‌های شما با خوردن مجدد و حتی بیشتر از قبل به باد می‌رود. درواقع همیشه نخوردن عامل کاهش وزن نیست؛ آنچه باعث تعادل وزن می‌شود، درست خوردن و چگونه خوردن غذا و به‌ویژه میان‌وعده‌هاست. البته یادتان باشد که با انتخاب این میان‌وعده‌ها باید کالری آنها را محاسبه و به کالری کل مورد نیاز روزانه اضافه کنید تا با دریافت کالری اضافی دچار اضافه وزن نشوید.

ماست با طعم عسل

این دو خوراکی به ظاهر هیچ ارتباطی به کاهش وزن ندارند که هیچ، اصلا به نظر می‌رسد خوردن خوراکی مثل عسل به دلیل شیرینی که دارد باعث اضافه وزن هم می‌شود. حالا ببینیم چرا؟ ماست حاوی «کلسیم» است. این ویژگی در همه انواع ماست‌ها وجود دارد. کلسیم یکی از عناصری است که برای چربی‌سوزی بدن ضروری است به همین خاطر افرادی که به هر دلیل نمی‌توانند لبنیات مصرف کنند باید به طریقی کمبود کلسیم را جبران کنند بنابراین با خوردن ماست که البته از انواع پرچرب نیست، متابولیسم بدن کنترل می‌شود.

از سوی دیگر عسل حاوی گلوکز طبیعی است. یکی از دلایل ریزه‌خواری کاهش میزان قندخون است. دلیل آن نیز نخوردن غذا بین وعده صبحانه تا ناهار است اما خوردن خوراکی مانند عسل به‌ویژه همراه با ماست به طور همزمان باعث سوختن چربی اضافی و از طرفی کنترل میزان قند خون و اشتها می‌شود. به این ترتیب با خوردن یک فنجان ماست ساده و عسل به‌عنوان میان‌وعده، می‌توانید معده را تا ظهر کاملا سیر نگه داشته و ریزه‌خواری نکنید. اگر عسل را با موم مصرف کنید بهتر است.  هر 170 گرم ماست معمولی حاوی240 میلی‌گرم پتاسیم است. این عنصر برای کنترل وزن مفید است.

 


انگور با چاشنی گردو

ویژگی انگور کمی شبیه عسل است با این تفاوت که انگور فیبر هم دارد بنابراین علاوه بر کنترل میزان قند خون و کمک به کاهش میزان مصرف موادغذایی غیرضروری، فیبر موجود در این میوه نیز باعث پر شدن حجم معده شده و مانع از پرخوری می‌شود. اما در کنار این میوه خوراکی دیگری هم وجود دارد. همراه شدن گردو با انگور دو ویژگی دارد؛ اول اینکه گردو حاوی اسید چرب امگا 3 است.

این اسید چرب ضمن تامین چربی مفید موردنیاز بدن، باعث ایجاد احساس سیری می‌شود. شاید این مسئله را تجربه کرده باشید که با خوردن یک یا دو عدد گردو احساس سیری می‌کنید. این مسئله هم به دلیل چربی موجود در آن و هم به دلیل فیبر گردو است. هر فنجان انگور حاوی 62 کیلوکالری انرژی و 16 گرم هیدرات کربن است. مقدار کالری آن مناسب و هیدرات کربن آن باعث کنترل قند خون می‌شود.

غلات با طعم سیری

اگر اهل خوردن کورن فلکس و شیر در وعده صبحانه باشید حتما آن روز تا نزدیک ظهر سیر خواهید بود. دلیلش را می‌دانید؟ علت این حالت ناشی از سه عامل است؛ اول اینکه غلات حاوی فیبر هستند بنابراین با خوردن آنها حجم معده پر شده و اشتها اصطلاحا کور می‌شود. دوم اینکه مصرف مایعات، باعث احساس سیری می‌شود که شیر هم جزء مایعات است. سوم اینکه شیر علاوه بر اینکه به دلیل دوم، باعث سیری می‌شود، حاوی قند طبیعی است. لاکتوز یا قند طبیعی شیر باعث کنترل طولانی مدت قند خون شده و شما را تا ظهر سیر نگه می‌دارد. اکنون اگر این خوراکی را به‌عنوان میان‌وعده مصرف کنید، فکر می‌کنید تا چه مدت سیر خواهید بود؟ البته مصرف غلات پخته نیز همین اثر را دارد.

چیپس سلامت

یکی از خوراکی‌هایی که در فهرست سیاه قرار دارد، چیپس است. روغن موجود در این خوراکی عامل اصلی اضافه وزن است. اما چیپسی که از آن صحبت می‌کنیم، کاملا سالم است. به این دلیل که منظورمان چیپس میوه‌هاست. حتما این چیپس‌ها را در آجیل‌فروشی‌ها دیده‌اید. این خوراکی‌ها به دلیل ماندگاری بالا به مدت طولانی می‌توانند روی میز کار یا منزل‌تان باشند و هر وقت گرسنه شدید، چند برگ از آنها را بخورید و به این ترتیب سراغ خوراکی‌های نامناسب نروید.

دلیل اصلی تاثیر این برگه‌ها در کاهش وزن، فیبر بالای آنهاست؛ به‌ویژه اینکه با ورود آنها به معده آب زیادی جذب کرده، متورم شده و باعث ایجاد احساس سیری می‌شوند. این برگه‌ها را به راحتی می‌توانید در منزل تهیه کنید. یکی از نمونه‌های آن «چیپس سیب» است که در بخش دستورهای غذایی این شماره روش تهیه آن توضیح داده شده است. هر عدد سیب متوسط حاوی 4. 4 گرم فیبر رژیمی و 25 گرم هیدرات کربن است بنابراین با خوردن چیپس سیب، به مدتی طولانی سیر خواهید بود.

هوموس؛ غذای مدیترانه

مردم کشورهای ساکن کرانه مدیترانه غذای خاصی به نام «هوموس» یا با املای خاص آنها «حمص» دارند. البته این غذا در حال حاضر در کشور ما هم تهیه و مصرف شده و حتی به عنوان یکی از ساندویچ‌ها سر از بعضی کافی‌شاپ‌ها و سوپرمارکت‌ها هم درآورده است. می‌دانید مواد اولیه این خوراکی چیست؟ نخود. البته ارده، سیر کوبیده، لیمو، جعفری، گشنیز و فلفل قرمز و روغن زیتون هم جزء مواد اولیه تهیه این غذا هستند. اما اصل کار همان نخود است. این دانه حاوی بالاترین میزان فیبر بین حبوبات است. همراه شدن آن با ارده که طعم شیرین و خاصی دارد، احساس سیری را چند برابر می‌کند. هر قاشق غذاخوری نخود حاوی 2. 2 گرم فیبر رژیمی است.

موز با طعم کره

نگران نباشید! منظور از کره، خوردن کره معمولی نیست. درباره کره بادام‌زمینی صحبت می‌کنیم. شاید در نگاه اول خوردن موز با کره بادام‌زمینی هم بدطعم باشد و هم کالری بالایی داشته باشد اما کمی صبر کنید. کافی است به‌عنوان میان‌وعده، یک عدد موز خنک را قاچ کرده و یک قاشق غذاخوری کره بادام‌زمینی به آن اضافه کنید. راه دیگری هم وجود دارد. یک عدد موز را همراه با یک قاشق کره بادام‌زمینی داخل مخلوط‌کن مخلوط کرده و پوره موز و بادام‌زمینی درست کنید.

با خوردن این میان‌وعده تا شب سیر خواهید شد. به این دلیل که نخست موز حاوی فیبر است. دوم اینکه موز شیرین بوده و همین مسئله قندخون را تا مدت‌ها کنترل کرده و گرسنه نخواهید شد. سوم اینکه کره بادام‌زمینی نیز فیبر دارد. بنابراین با خوردن این میان‌وعده کاملا سیر خواهید شد و ریزه‌خواری نمی‌کنید. هر عدد موز حاوی 3. 1 گرم فیبر رژیمی و 27 گرم هیدرات کربن است. هردوی این ترکیب‌ها برای کنترل اشتها ضروری است.

 


ذرت بوداده

خوشحال شدید، درست است؟ این برای آنهایی که عاشق پاپ کورن هستند، خبر فوق‌العاده‌ای است! ذرت اگر بدون کره و با کمی روغن مایع و کمی ادویه طعم‌دار شده و به عنوان میان‌وعده مصرف شود، باعث اضافه‌وزن نخواهد شد. ذرت حاوی فیبر فراوانی است. این فیبر عامل اصلی ایجاد احساس سیری و جلوگیری از پرخوری است بنابراین هر زمان که احساس کردید به تنقلات نیاز دارید، می‌توانید سراغ پاپ کورن یا ذرت بو داده‌ای که در منزل تهیه می‌کنید، بروید و به اندازه یک فنجان از آن را با خیال راحت میل کنید. هر کاسه معمولی کورن فلکس با شیر حاوی 194 میلی‌گرم پروتئین است. پروتئین برای کاهش وزن ضروری است. هر فنجان ذرت خام حاوی 16 گرم پروتئین است. این ترکیب برای کاهش و کنترل وزن ضروری است.

لوبیای لاغری

اسم سویا و خواص آن را زیاد شنیده‌اید. این دانه ریز درست مانند فلفل ریز و پرخاصیت است. هر فنجان از این دانه حاوی 17 گرم فیبر است بنابراین با خوردن کمی از آن احساس سیری می‌کنید. سویا حاوی پروتئین گیاهی است بنابراین برای کاهش وزن انتخاب بسیار خوبی است. میزان کلسترول این دانه نیز صفر است. درنتیجه با خوردن آن چربی‌های اضافی بدن به خوبی آب شده و چیزی جایگزین آن هم نخواهد شد. مصرف روزانه یک سوم فنجان سویا کافی است. به این دلیل که کالری آن کمی بالاست.

بوقلمون؛ غذای سلامت

بله، درست است. برخلاف تصور شما، گوشت بوقلمون بسیار مفید است. هر 25 گرم از آن فقط 58 کیلوکالری انرژی دارد. میزان چربی کل آن در همین مقدار گوشت برابر با 2. 1 گرم است. مقدار سدیم آن در هر 25 گرم برابر با 29 میلی‌گرم است بنابراین علاوه براینکه گوشت شوری نیست، سدیم آن هم می‌تواند به عملکرد بهتر پمپ سدیم – پتاسیم قلب کمک کند. چند برگ گوشت بوقلمون بدون سس همراه با کمی آبلیمو و چند برگ کاهو و چند پرگوجه‌فرنگی تازه، میان‌وعده خوبی برای کنترل اشتهاست.

هرگز فراموش نکنید

آنهایی که دچار اضافه‌وزن هستند، می‌دانند درباره چه رفتاری صحبت می‌کنیم؛ رفتار خاص سر زدن به یخچال که ممکن است در هر بار بازدید از آن خوراکی نصیب‌تان شود یا نه؟! اما به هر حال این یکی از رفتارهای افرادی است که دچار اضافه‌وزن هستند. این حالت به‌ویژه اگر شخص عصبی هم باشد، تشدید می‌شود. این حالت روانی یک راه درمان دارد و آن جایگزین کردن فریزر با یخچال و خوردن چند پر از میوه‌های یخ زده داخل فریزر بعد از هر بار بازدید است! همان‌طور که می‌دانید میوه‌ها حاوی فیبر هستند. علاوه‌بر اینکه اغلب آنها از شیرینی طبیعی نیز برخوردار هستند بنابراین کمی همت کنید و هر روز صبح کمی از هر میوه را شسته و داخل فریزر بگذارید. بهترین انتخاب شما می‌تواند میوه‌هایی کوچک، شیرین و پر فیبری مانند زردآلو، انگور، موز، هلو و شلیل خرد شده باشد.

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم شهریور 1393ساعت 13:30  توسط داوود مرادنژاد  | 

راه و روش خودمراقبتي از پوست

پوست هم مانند هر عضوي از بدن ممکن است به بيماري‌هاي مختلفي مبتلا ‏شود. آنچه اهميت دارد، اين است که خود ما تا چه حد در پيشگيري از اين بيماري‌ها دخالت داريم. در «پوست و مو»ي اين هفته قصد داريم در گفت‏وگويي با دکتر مجتبي اميري، متخصص پوست و عضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشکي بقيه‌ا... به نقش خودمراقبتي در پيشگيري از ابتلا به بيماري‏هاي پوستي بپردازيم. با «پوست و مو»ي اين هفته همراه شويد.

 


خودمراقبتي تا چه حد بر سلامت پوست و مو تاثير مي‌گذارد؟

خودمراقبتي يکي از حلقه‌هاي گمشده در بحث سلامت افراد است. در حوزه پوست و مو خودمراقبتي و پرهيز از رفتارهاي خطرناک و اقدام‌هايي که مي‌تواند به پوست و مو صدمه بزند، از ابتلا به بسياري از بيماري‌هاي پوستي پيشگيري خواهدکرد.

مهم‌ترين عوامل اين حلقه مفقوده کدام‏ است؟

ببينيد، عوامل تاثيرگذار بر سلامت پوست و مو چند عامل بيشتر نيستند اما سطح وسيعي از مشکلات را در پي دارند. مهم‌ترين عامل ايجادکننده مشکلات پوستي نور آفتاب است. نور آفتاب براي پوست واقعا مضر است و در طولاني‏مدت باعث ايجاد چين و چروک، لک، کک و مک و سرطان پوست خواهد شد. حتي ميزان چين و چروک‌ها در افراد ميانسال و مسن به نحوه مراقبت آنها از پوستشان در مقابل آفتاب در دوران جواني بستگي دارد. هر چه فردي بيشتر از پوستش محافظت کرده باشد، کمتر دچار چين و چروک يا ساير عوارض پوستي خواهد ‌شد بنابراين بايد به گونه‏اي رفتار کنيم تا هم از مزاياي نور آفتاب بهره ببريم و هم دچار مشکلات پوستي نشويم. مثلا بد نيست بدانيد که 80 درصد نور آفتاب در حدفاصل ساعت 11 تا 1 بعدازظهر به پوست مي‌تابد بنابراين بايد سعي کنيد حتي‌المقدور در اين ساعت‌ها در معرض تابش نور آفتاب قرار نگيريد. از سويي، هيچ ضدآفتابي بهتر از پوشش نيست بنابراين تا حد امکان در فصل‌هايي که تابش نور خورشيد شديد است، لباس‌هاي مناسب که بيشتر سطح پوست را مي‌پوشانند، استفاده کنيد.

تغذيه سالم و متعادل هم جايي در اين خودمراقبتي دارد؟

البته! تغذيه مناسب و سالم در سلامت پوست، مو و ناخن نقش مهمي دارد زيرا پوست سد دفاعي اوليه در مقابل عوامل خارجي است. در واقع پوست يک سيستم ايمني بسيار پيچيده است که اجازه نمي‌دهد هر عاملي به راحتي وارد بدن شود بنابراين بايد با تغذيه مناسب بتوانيم امکاناتي در اختيار اين سيستم قرار بدهيم که بتواند کارش را به بهترين نحو انجام دهد. بهترين خوراکي‌ها براي داشتن پوست سالم، مواد غذايي حاوي آنتي‌اکسيدان‌ها هستند. آنتي‌اکسيدان‌ها به وفور در سبزي‌ها و ميوه‌ها يافت مي‌شوند. از طرفي پوست، مو و ناخن دائم تجزيه مي‏شوند بنابراين تغذيه بايد هميشه متعادل، متنوع و سالم باشد. رژيم‌هاي ناگهاني و خودسرانه براي کاهش وزن قطعا روي پوست، مو و ناخن اثر نامطلوبي خواهد گذاشت.

و نقش استرس؟

استرس در ابتلا به بسياري از بيماري‌هاي پوست و مو مثل پسوريازيس، ريزش موي سکه‏اي، آکنه، ليکن‏پلان، بيماري نورودرماتيت، اگزماها، ريزش مو و ... نقش مهمي ايفا مي‌کند بنابراين بايد شيوه زندگي‌مان به گونه‌اي باشد که حداقل استرس را تجربه کنيم.

نظرتان در مورد لوازم آرايشي که در کشور ما بي‏رويه مصرف مي‏شود، چيست؟


لوازم آرايشي از شايع‌ترين عوامل حساسيت پوست هستند که وقتي با غلظت‌ بالا روي پوست قرار مي‌گيرند، منافذ آن را مي‌بندند، جلوي تنفس پوست را مي‌گيرند و باعث تشديد آکنه مي‌شوند. از طرفي، حساسيت به اين مواد لک‌ها را تشديد مي‌کند بنابراين ضمن اينکه بايد فقط از مواد آرايشي استاندارد استفاده مي‌کنيد، بهتر است مصرف استانداردها را هم محدود کنيد.

قدم مهم بعدي در خودمراقبتي چيست؟

حفظ بهداشت پوست، اصل مهم خودمراقبتي از آن است. در حالت طبيعي پوست بايد رطوبت نسبي داشته باشد تا لطافتش را حفظ کند. از طرفي پوست حاوي غدد چربي‌سازي است که نياز خود به چربي را تامين مي‌کند اما اگر چربي بيش از اندازه لازم ترشح شود، زمينه ايجاد آکنه را فراهم خواهد کرد. بايد براي پيشگيري از چربي زياد پوست، آن را شست‌ اما شستن زياد پوست باعث خشکي و در نتيجه خارش، تيرگي، ضخامت و ... مي‌شود به همين دليل توصيه مي‌کنم از شستن زياد پوست يا استفاده از شوينده‌هاي قوي بپرهيزيد تا رطوبت پوستتان حفظ شود.

گذاشتن انواع ماسک‌ها از جمله ژل آلوئه‌ورا روي پوست براي پيشگيري از بروز چين و چروک و لک مفيد است؟


پوست يک سد دفاعي است که اجازه نمي‌دهد مواد خارجي روي آن به راحتي وارد بدن شوند. به همين دليل ترکيب‌هاي دارويي معمولا به صورتي فرموله مي‏شوند که امکان نفوذ در لايه‌هاي سطحي را داشته باشند. ماسک‌ها به‌خصوص ژل آلوئه‌ورا که مصرف آن رايج شده و خاصيت ضدالتهابي دارد، آنقدر قدرت ندارد که به لايه‌هاي زيرين پوست نفوذ و تغيير قابل‌توجهي در آن ايجاد کند.

پس براي پيشگيري از چروک‌هاي دور چشم و خط لبخند، استفاده از کرم‌هاي مختلفي را که در بازار وجود دارد، موثر نمي‌دانيد؟


ما کرم ضدچروکي که اثر قابل‌توجهي داشته باشد، نداريم. ترکيب‌هايي که اثر ضدچروک دارند، ترکيب‌هاي ترتينوئين هستند که مردم آنها را به عنوان لايه‌بردار مي‌شناسند. اگر طولاني‌مدت از اين ترکيب‌ها استفاده شود، آثار مثبتي ايجاد خواهدشد اما چون مصرف آنها باعث قرمزي و پوسته‌ريزي مي‌شود، افراد درمان طولاني‏مدت را معمولا رها مي‌کنند. يکي از علل ايجاد چروک دور چشم هم تنگ کردن چشم‌ هنگام مواجهه با آفتاب است بنابراين اگر فردي از دوران نوجواني از عينک آفتابي استفاده کند، قطعا تا حدي از چروک‌ دور چشمش پيشگيري خواهدشد. کرم‌هاي دور چشم به‌دليل رطوبتي که در پوست ايجاد مي‌کنند، کمک کننده‌اند و تزريق بوتاکس يا انجام ليزر هم مي‌تواند موثر باشد.

2 نکته ظريف خود مراقبتي

1. اصل اول، درمان زودهنگام است. درمان زودهنگام بسياري از بيماري‌هاي پوستي از پيشرفت آنها جلوگيري مي‌کند؛ مثلا آکنه خفيف را مي‌توان با يک محلول يا شوينده ساده درمان کرد ولي وقتي جوش‏ها کيستي و چرکي مي‌شوند، حتما جا مي‌گذارند و درمانشان سخت‌تر خواهد شد. اگزماي خفيف را مي‌توان با يک کرم بسيار ملايم کنترل کرد و جلوي خشکي وسيع که باعث ضخيم و بدشکل شدن پوست مي‌شود، گرفت بنابراين خودسرانه و به توصيه‌هاي ديگران اقدام به خوددرماني نکنيد و براي درمان مشکلات پوستي به پزشک مراجعه کنيد.

2. خوددرماني نکنيد. مصرف برخي داروها نبايد با نور آفتاب تداخل داشته باشد زيرا باعث ايجاد لک مي‌شوند. برخي داروها هم مي‌توانند باعث ايجاد آکنه يا ريزش مو شوند يا واکنش‌هايي در بدن ايجاد مي‌کنند که باعث ايجاد طيف وسيعي از بيماري‏هاي پوستي خواهد شد بنابراين بايد بدانيد که خودمراقبتي با خوددرماني فرق دارد بنابراين ضمن اينکه مراقب سلامت خود هستيد به هيچ‌وجه دارويي را خودسرانه مصرف نکنيد.

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم شهریور 1393ساعت 10:30  توسط داوود مرادنژاد  | 

مطالب قدیمی‌تر