من به سیبی خوشنودم و به بوئیدن یک بونه

شعر و پول

رنگ زرد، خانه تان را چه شکلی می کند؟

رنگ زرد، رنگ شاد، روشن و شفافی است که می‌تواند با قرار گرفتن در فضای خانه، همین حس و حال را در خانه هم ایجاد کند. کسانی که به دکوراسیون فصلی علاقه دارند و با فصل حال و هوای خانه‌شان تغییر می‌کند، در فصل بهار و تابستان بی‌شک سراغ رنگ زرد می‌روند چون این رنگ با خودش انرژی و شادابی تابستانی را به خانه می‌آورد. اگر شما هم هوس کرده‌اید با اضافه کردن رنگ زرد، دکوراسیون خانه خود را تغییر دهید، راهنمای جمع و جور و به دردبخور ما را بخوانید:

 


1. رنگ زرد انتخابی کلاسیک، قدیمی و فراگیر برای آشپزخانه است. اگر نگاهی به فروشگاه‌های لوازم خانگی بیندازید، می‌بینید که بیش از همه رنگ‌ها، رنگ زرد در وسایل خانگی وجود دارد؛ البته انتخاب بدی نیست چون رنگ زرد باعث بالا رفتن سوخت و ساز بدن و زیاد شدن اشتها می‌شود. اگر صندلی‌های غذاخوری شما زرد هستند، برای رومیزی و سرویس پذیرایی سراغ رنگی مثل سفید بروید. به هر حال، رنگ زرد به دلیل خصلت اجتماعی خودش و ایجاد صمیمت در محیط برای فضاهای دور همی مثل اتاق نشمین و غذاخوری مناسب است.

 

 

2. زرد را با چه رنگی ترکیب کنید؟ ترکیب زرد با رنگ‌های مختلف می‌تواند حس و حال متفاوتی ایجاد کند؛ مثلا ترکیب رنگ زرد با مشکی برای وسایل لوکس و مجلل به کار برده می‌شود. مثال بارز این ترکیب، کارهای ورساچه، طراح ایتالیایی است که با ترکیب دو رنگ زرد و مشکی مجموعه‌های لوکسی در لباس، وسایل پذیرایی، مبلمان و ... خلق کرده است. ترکیب رنگ سفید با زرد محیط را تمیز نشان می‌دهد. آبی با زرد یادآور دریاست و انتخاب خوبی برای خانه‌های ویلایی محسوب می‌شود. مکمل رنگ زرد، بنفش سیر است و این دو در کنار هم چیزی کم ندارند اما برای خانه‌های بزرگ و مجلل توصیه می‌شوند.

 

 

3. برای اتاق نوزاد خود می‌توانید سنت دیرینه صورتی و آبی را بشکنید و از رنگ زرد نباتی استفاده کنید که محیط را شاد و خوشایند  می‌کند.

 

 

4. در استفاده از رنگ زرد باید با دقت ویژه‌ای عمل کنید چون زرد در کنار نشاط، شفافیت و انرژی‌بخشی، این امکان را دارد که خشم و عصبانیت در محیط ایجاد کند؛ به همین دلیل باید با فکر و دقت سراغ دکوراسیون زرد بروید. اگر در این کار حرفه‌ای نیستید، بهتر است رنگ زرد را با رنگ‌های دیگری مثل سبز ملایم، سفید، خاکستری و... ترکیب کنید. اگر می‌خواهید دکوراسیونی با غالب رنگ زرد بسازید، حتما از طراحان داخلی و متخصصان این امر کمک بگیرید تا آرامش خانه شما با یک تغییر دکوراسیون ساده از دست نرود.

 

 

5. از طیف رنگ زرد، بهترین و مناسب‌ترین رنگ برای کاربرد دائمی و همیشگی، زرد کره‌ای است. زرد ملایمی که تندی زرد آفتابی را ندارد و در ترکیب با سایر رنگ‌ها زیبایی دلچسبی دارد.

 

 

6. اگر قصد دارید، اتاقی را چه بزرگ و چه کوچک، روشن و پرنور نشان دهید، به جای رنگ سفید، رنگ زرد روشن را برای دیوارهای آن انتخاب کنید در این مدت اتاق پرنورتر و بزرگ‌تر نشان داده می‌شود.

 

 

7. برای اتاق‌های آفتابگیر، پرده زرد انتخاب هوشمندانه‌ای است چون باعث می‌شود، روشنی نور خورشید به داخل اتاق راه یابد. تابش نور خورشید در پرده زرد، زیبایی و درخشش خاصی در خانه ایجاد می‌کند. توصیه می‌کنیم پرده زرد را برای اتاق‌های بدون نور استفاده نکنید.

 

 

8. رنگ زرد طیف گسترده‌ای دارد؛ از زرد خورشیدی تا لیمویی. تمام این طیف را تک‌تک یا در کنار هم می‌توانید برای دکوراسیون یک اتاق استفاده کنید. در استفاده از زرد خورشیدی با احتیاط عمل کنید چون چشم را آزار می‌دهد. برای اطمینان از انتخاب درست خود، بیشتر از رنگ زرد لیمویی استفاده کنید.

 

 

9. اگر قصد تغییر دکوراسیون و استفاده از رنگ زرد را ندارید، توصیه می‌کنیم به دلیل نقش مثبت این رنگ در بالابردن انرژی خانه، چند وسیله زرد را به دکور خانه‌تان اضافه کنید؛ مثل گلدانی زرد. این گلدان را با گل‌های زرد روی میز صبحانه آخر هفته خود امتحان کنید، به سرعت متوجه تاثیر این رنگ در شادابی خانواده می‌شوید.

 

 

10.  چون رنگ زرد، رنگی انرژی‌بخش و محرک است برای اتاق خواب توصیه نمی‌شود چون آرامش اتاق خواب را تحت تاثیر قرار می‌دهد و ممکن است باعث بی‌خوابی شود. اگر خواستید با یک سرویس خواب زرد، تنوعی به اتاق خواب خود بدهید، سراغ زردی ملایم و طرحدار بروید. زرد یکدست انتخاب خوبی نیست. فراموش نکنید برای اتاق خواب‌های نورگیر و ویلایی، زرد انتخاب خوبی است.

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم شهریور 1393ساعت 10:40  توسط داوود مرادنژاد  | 

«خندوانه»، زمانی برای خندیدن و شاد بودن

در بخش دوم از گفتگو با عوامل برنامه «خندوانه» موضوعات مختلفی چون مقاومت برخی از افراد در مقابل خندیدن و شاد بودن و تاثیری که شوخ طبعی بر موفقیت افراد دارد و همچنین گلایه از حضور مدیرانی که بنا بر سلیقه شخصی نظراتشان را به برنامه سازان اعمال می کنند، مطرح شد.

بخش اول از گفتگو با عوامل برنامه «خندوانه» که هر شب ساعت 23 از شبکه نسیم پخش می شود به صحبت درباره چگونگی شکل گیری ایده این برنامه تلویزیونی، انتخاب گروه ایده پردازان، وظایف هرکدام از آنها در ساخت یک برنامه شاد و مفرح، چگونگی نگارش هر بخش از برنامه و نحوه تنظیم سوالاتی که قرار است از مهمانان برنامه پرسیده شود و... اختصاص داشت.

در بخش دوم و پایانی گفتگو با رامبد جوان طراح و کارگردان برنامه، فواد صفاریان کارگردان تلویزیونی و عضو گروه ایده پردازی و جواد فرحانی تهیه کننده کار درباره تغییراتی که در برنامه به وجود آمده و باعث جذاب تر شدن کار شده است، نحوه انتخاب تماشاگران ثابت برنامه و نقشی که در کل مجموعه بر عهده دارند، امکان از دست رفتن تعدادی از مخاطبان به دلیل پخش برنامه از شبکه نسیم، تاثیری که یک مدیر خردمند تلویزیون می تواند در موفقیت و یا شکست یک برنامه تلویزیونی داشته باشد و... صحبت کردیم.

با ما در این گفتگو همراه می شوید:

 


* بعد از گذشت چند قسمت از پخش برنامه ورژن خندوانه تغییراتی کرده، مخصوصا بخش استودیویی برنامه به شیوه دیگری اجرا می شود و از افراد طناز حوزه هنر هم برای حضور در برنامه دعوت می شود. این تغییرات در چه راستایی انجام شده است؟

جوان:
در ورژن جدید برنامه ما طرح های تازه تری را وارد کار کردیم و رضا شهیدی فرد نیز به عنوان مشاور برنامه به ما اضافه شد که بسیار از او ممنونم. بعد از اضافه شدن او به برنامه ما تولید را متوقف کردیم و جلسات متعدد و طولانی‌مدتی برگزار کردیم تا شیوه جدید برنامه را پیدا کنیم حتی تا مرز این پیش رفتیم که مکانیزم برنامه را کلا تغییر دهیم. با اضافه شدن شهیدی فرد ما کلی ایده تازه و ناب به برنامه تزریق کردیم. اصولا فکر می کنم محمدرضا شهیدی فرد یکی از بهترین برنامه سازان تلویزیون است.

 مثلا برنامه «مردم ایران سلام» او 2 سال روی آنتن بود و جزو پربیننده ترین برنامه های تلویزیون به حساب می آمد در حالی که این برنامه یک برنامه صبحگاهی بود. خود شهیدی فرد هم در اجرا فوق العاده است و در مدیریت کردن این همه آیتم و بخش های مختلف بسیار موفق عمل می کند. در ورژن جدید برنامه ما بخش استودیو را اکتیو تر کردیم و به آن تنوع داده و پر جنب و جوش ترش کردیم. به علاوه اینکه هر شب از برنامه با شب بعدی فرق می کند و در هر قسمت جابجایی هایی نسبت به برنامه قبلی داریم.

همچنین این کار از لحاظ برنامه سازی ما را متکی به یک چیز ثابت نمی کند که تماشاگر اگر بخشی را یک شب از دست داد برای دیدن قسمت بعدی گیج شود. چون خود ما موظف شده ایم هر قسمت را مستقل تولید کنیم.

 


*تماشاگرانی که در استودیو ضبط برنامه حضور دارند در همه قسمتها تقریبا ثابت هستند این اشخاص را چطور انتخاب کردید؟

صفاریان:
ما فراخوانی از طریق شبکه اجتماعی رامبد برای حضور در این برنامه دادیم که از طریق آن افراد زیادی آمدند و ثبت نام کردند و ما از همه آنها تست گرفتیم. در این تست هم ظاهر شرکت کنندگان برایمان مهم بود، هم بیانشان و خنده رو بودن و توانمندبودن در خنداندن دیگران برایمان اهمیت داشت. ما تلاش می کنیم که به یک تماشاگر ثابت برسیم. در واقع یک هیات ژوری درست کنیم که صاحب نظر باشند.

نکته اینجاست این افراد تماشاگران عادی نیستند که فقط بیایند استودیو دست بزنند و بروند و حضور تزئینی داشته باشند بلکه این تماشاگران رای می دهند، قدرت تصمیم گیری و اظهار نظر دارند. حالا کمی که جلوتر برویم قدرت این حضار در برنامه مشخص تر خواهد شد. خیلی از افراد هستند که دوست دارند در این برنامه شرکت کنند. ما از همه آنها تست خنده می گیریم و شاید در طول زمان به این نتیجه برسیم که 3 تیم 32 نفره ثابت از تماشاگران داشته باشیم که یک روز در میان در برنامه حضور داشته باشند اما تا رسیدن به این مرحله هنوز زمان داریم ولی فعلا یک تیم ثابت برای حضور در برنامه داریم که انتخاب‌شده هستند.

* یکی از مشکلاتی که ممکن است برنامه شما با آن روبرو باشد پخش آن از شبکه نسیم است چون این شبکه نسبت به شبکه های سراسری کمتر شناخته شده است و دریافت آن نیز برای برخی از بینندگان مشکل است بنابراین شما بخشی از مخاطبانتان را به همین دلیل از دست می دهید.

جوان:
دقیقا این اتفاق می افتد ولی کاری از دست من ساخته نیست. اما در تلویزیون های جدید امکان گرفتن تمام شبکه های دیجیتالی فراهم است جدا اینکه وسیله ای به نام ستاپ باکس وجود دارد که قیمت زیادی هم ندارد و از طریق این ریسیور می توان تمام شبکه های ایران را دریافت کرد به علاوه اینکه برای مخاطبان خارج از کشور این شبکه روی ماهواره های بدر و یوتل ست نیز قابل مشاهده است اما یک سری از مردم هم نمی توانند شبکه نسیم را ببینند و قطعا به این دلیل و البته مسابقات جام جهانی ما تعدادی از مخاطبان را از دست دادیم. اما چون این پروژه طولانی مدت است می تواند مخاطبان خودش را در طول زمان بدست بیاورد.

من از طریق پیامک هایی که هر روز دریافت می کنم و البته واکنش مردم در کوچه و خیابان نسبت به برنامه می توانم بفهمم که چقدر مخاطب دارم. بنابراین می توانم بگویم خیلی از مردم مخاطب برنامه هستند و خیلی هم واکنش هایشان خوب است چون مردم با هنرمندان تعارف ندارند  و به راحتی نظرشان را ابراز می کنند.

من واقعا می توانم بگویم درصد بالایی از مردم که من شاهد واکنششان در کوچه و خیابان هستم با قسمتی از برنامه ارتباط برقرار کرده اند. نمی گویم با همه بخشهای برنامه، چون شما نمی توانید برنامه ای بسازید که همه دوستش داشته باشند چون خنده خودش موضوعی است که برخی به خاطر دز روشنفکری شان و عده ای هم به خاطر مشکلات روحی شان با آن مشکل دارند. اینکه بگویید من نمی خندم مثل این است که بگویید من نمی خوابم، چون به نظرم وقتی کسی بگوید من نمی خندم مثل این است که بگویم من بیمار روحی هستم.

 


آدمیزاد نمی تواند نخندد. آدمیزاد می تواند با خنده حال خودش را خوب کند چون خنده می تواند خیلی چیزها به آدم بدهد. قضیه نوع نگاه و روش زندگی است بنابراین من به نوعی یاد می گیرم که بخندم چون بدنم و نوع زندگی و روابطم برایم مهم است کسانی که خنده و شوخ طبعی را قبول ندارند مثل این است که بگویند بخشی از جهان را نمی خواهند، ببینند.

فرحانی:
خوشبختانه بازخوردهایی که از برنامه گرفته ایم بسیار مثبت بوده است. برخی می گویند چون من پول ندارم نمی توانم بخندم. ما مسئول بی پولی مردم نیستم اما می توانیم که آنها را بخندانیم. چون خندیدن ربطی به پولدار بودن یا نبودن ندارد. حتی تمام مانیفست رامبد برای تولید برنامه این بوده است که ما به دنبال هیچ بهانه ای برای خندیدن نباشیم.

*صدا و سیما سالهاسن نوعی استراتژی را در پیش گرفته مبنی بر اینکه بیشتر به سمت تولید برنامه های جدی و عبوس گرایش دارد تا جایی که به جز چند برنامه طنز آیتمی و نود شبی که از شبکه سوم سیما پخش می شد در سالهای اخیر مخصوصا هیچ برنامه ای در راستای شاد بودن و خندان مخاطب تولید نشده است. متاسفانه تصور اشتباهی هم در مورد برنامه های طنز وجود دارد که برای خنده گرفتن از مخاطب باید به سمت  لودگی و مسخره کردن دیگران گرایش پیدا کرد اما کاری که شما در «خندوانه» به دنبالش هستید همین خنده گرفتن از مخاطب به شیوه ای سالم است. به نظرم رامبد جوان در طول سالها فعالیتش در تلویزیون به سوپاپ اطمینان برای مدیران صدا و سیما تبدیل شده است. شما کسی هستید که امتحانش را پس داده و مخاطب با او سمپات است. چطور توانسته اید اطمینان سازمان صدا و سیما و البته اعتماد مخاطبان را جلب کنید؟

جوان:
واقعیت این است که قصد صدا و سیما هم این نیست که به سمت برنامه های خشک گرایش داشته باشد. چون صدا و سیما متشکل از تعداد زیادی مدیر و تصمیم گیری های متنوع و مختلف است. مثلا یک مدیر گروه برنامه ای را تولید می کند که می تواند کاملا در جهت نیازهای خودش باشد. متاسفانه ما پروسه آماری غلطی برای مشخص کردن میزان جذب مخاطب در سازمان صدا و سیما داریم. مثلا من برای قبل از تحویل سال برنامه «گوشه دل تهرون» را برای شبکه پنج ساختم و آقای مقیسه مدیر این شبکه ایده اش این بود که این سریال در طول یک روز پخش شود. همه ما مخالف این ایده بودیم اما گفتیم که این کار را می کنیم.

در واقع پخش برنامه ای که بخشی از آن شامل یک سریال 13 قسمتی هم می شود در طول یک روز ایده من نبوده بلکه ایده مدیر شبکه تهران بود اما تاوانش را ما پس دادیم. روز عید که کسی پای تلویزیون نمی نشیند تا یک برنامه را به شکل کامل تماشا کند. آدمها مدام دارند در شبکه های مختلف می چرخند و همزمان هم دارند چندین کار را انجام می دهند تا خودشان را برای سال تحویل بنشانند سر سفره هفت سین. بنابراین در چنین شرایطی دیگر تلویزیون برایشان چیز متمرکزی نخواهد بود.

 


آن وقت در چنین وضعی ما یک سریال ساختیم که دیالوگ و موضوع و پیچیدگی دارد و مخاطب باید رویش متمرکز شود. اما آقای مقیسه ما را از لحاظ مالی برای ساخت این برنامه جریمه کرد و حتی یک خسته نباشید هم به گروه و تهیه کننده و من نگفت و ما را هنوز که هنوز است نسبت به آدمهای پروژه بدهکار نگه داشته است. چرا؟ چون که وقتی آمار گرفتند مردم از این برنامه رضایت نداشتند و دلیل ناراضی بودنشان هم این بود که برنامه را ندیده بودند. این نشان می دهد که برخی مدیران اشتباهی هستند چون من به عنوان برنامه‌ساز کارم را بلدم. تعارف که نداریم رامبد جوان 23 سال است که دارد کار می کند و صاحب یک سلیقه و ایده است و هر کاری که می سازد البته به نظرم خودش ویژگی هایی دارد  که با بقیه کارهایش فرق می کند.

پس تکلیف من روشن است و مردم من را می شناسند و با نقاط ضعف و قوت هایم آشنا هستند. پس اگر من و یک مدیر را کنار هم بگذارند قطعا در برنامه سازی باید نظر من شرط باشد نه او. اما حکم این مدیر به او این اجازه را می دهد که به من بگوید کارم غلط است اما من نمی توانم چنین حرفی را به او بزنم و بگویم کار شما اشتباه است.

در حقیقت شما می توانی خیلی آدم خوبی باشی اما کارت را درست بلد نباشی. عرض من این است که تلویزیون به خاطر سیاست گذاری کلانش می داند که مردم نیاز به خنده و شادی دارند و دیدید که چقدر هم سریال با مضمون خنده و شادی ساخته شد. اما واقعیتش این است که بخش بزرگی از برنامه ریزی ها دست آدم‌های کننده‌کار نبوده، مثلا ما یک رضا عطاران و مهران مدیری داشتیم که این کاره بوده اند اما متاسفانه خود سازمان آنها را حذف کرد.

 


*آقای فرحانی شما تجربه ساخت برنامه ای به نام «گوشه دل تهرون» را داشتید که قبل از تحویل سال از شبکه 5 پخش شد. تجربه تولید چنین برنامه ای با آیتم های مختلف چه تجربیاتی برای ساخت «خندوانه» در اختیارتان قرار داد؟

فرحانی:
من هم مثل رامبد خاطره خوبی از ساخت این برنامه و شبکه 5 ندارم. واقعا متاسفم که از ساخت این برنامه همگی ما خاطرات بدی داریم. این برنامه به سفارش خود شبکه تهران تولید شد اما بعد از ساخت همین شبکه 5 یک خسته نباشید هم به بچه ها نگفت. رامبد جوان بیش از 20 سال است که در این کار است و عمرش را گذاشته ما مگر مثل او چند نفر در ایران داریم. او موهایش را در تلویزیون سفید کرده و این تجربیات را به دست آورده است. مگر از «خانه سبز» تا امروز چند سال گذشته که آنقدر او شکسته شده است. متاسفانه برخی مدیران دو روزه ما، فقط اعمال سلیقه و تعیین تکلیف می کنند و برایشان مهم نیست مردم چه چیزی دوست دارند.

کار در تلویزیون خیلی سخت تر از سینما است. مثلا من تهیه کننده سینما در بخش خصوصی هستم، یک سناریو مناسب می گیرم و باب میل خودم آن را می سازم بدون اینکه قرار باشد به کسی جواب پس بدهم. خودم تصمیم می گیرم چطور فیلم را بسازم، از چه بازیگری استفاده کنم و یا کی فیلم را اکران کنم.

اما برای ساخت یک برنامه تلویزیونی از چندین فیلتر باید رد شوم، چندین مدیر بر کارم نظر بدهند و چندین ماه به دنبال پولی باشم که خودم خرج کرده ام. مخاطب تلویزیون مثل سینما نیست و بسیار گسترده تر است. در تلویزیون نمی توان سینمایی کار کرد و مقایسه کردن شرایط آن با هم مثل شوخی است. متاسفانه ما از ستاره های تلویزیونمان درست حمایت نمی کنیم. جایی که باید هوایشان را داشته باشیم طردشان می کنیم و آنها را از تلویزیون می رانیم. اما دکتر کرمی مدیر شبکه نسیم در این مدت بسیار هوای ما را داشته است. برنامه سازان به جز یک روی خوش مگر چه چیز از یک مدیر شبکه می خواهند. خسته نباشید گفتن یک مدیر برای برنامه سازان به اندازه یک میلیارد تومان ارزش دارد و برعکس اخم او را با 10 میلیارد هم نمی شود، عوض کرد.

 


ما در «خندوانه» تلاش کردیم با توجه به مشکلات اقتصادی تمام بخش های برنامه را فکرشده و با برنامه ریزی جلو ببریم و در همه زمینه ها از متخصص های همان رشته بهره ببریم. قطعا کار ما نواقصی دارد اما ما تلاش می کنیم هر چه کار جلوتر می رود با توجه به بازخوردها، نواقص کار را برطرف کنیم. فقط کمی به حمایت و پشتیبانی و همدلی نیازمندیم.

* کمدی بودن برنامه تفاوتی در برنامه سازی شما به وجود نیاورد مثلا آیا این نوع کارکردن قواعد و چارچوب متفاوتی ندارد؟ زاویه هایی که برای دوربین انتخابت یا کات هایی که می زنید چه تفاوتی با یک برنامه جدی دارد؟

صفاریان:
قرار است مردم در این برنامه بخندند بنابراین نکته مهم این است که مردم چیزی را که دوست دارند، ببینند. بنابراین من در تقطیع نماها و یا زوایای دوربین تلاش می کنم آن چیزی را که مخاطب دوست دارد به او نشان دهم نه اینکه مثلا توانایی های خودم را به نمایش بگذارم.

کارگردان تلویزیونی در چنین برنامه هایی فقط شرایط برنامه را می‌بیند چون مسابقه فوتبال نیست که ما دنبال توپ حرکت کنیم این جا ما به دنبال محتوا می رویم. من خیلی از کارگردانهای تلویزیونی را می شناسم که فقط سعی می کنند کارشان خوش ریتم باشد به سوژه و محتوایی که نشان داده می شد توجهی ندارند.

 


من مطلبی را از مسعود فروتن آموخته بودم که آن را در برنامه «تیک تاک» پیاده کردم. در آن برنامه ما قرار بود بعد از 22 سال با زنده‌یاد محمدرضا لطفی مصاحبه کنیم. طبیعتا مردم نمی خواستند نفر روبه رویی آقای لطفی را بینند قرار بود خود آقای لطفی را ببینند، در آنجا بود که من از پشت میز کارگردانی بیرون آمدم و در جایگاه گفتگوکننده قرار گرفتم، دو تا دوربین هم گذاشتم که یکی اورشولدر من را بگیرد و دیگری مدیوم شات آقای لطفی را.

چون مردم دوست داشتند محمدرضا لطفی را ببینند. سیاوش صفاریان هم این دو نمای اورشولدر و مدیوم شات را سوئیچ کرد. در حقیقت یا یک گفتگو ریتم دارد یا ندارد بنابراین با تقطیع نمی توان ریتم به وجود آورد بلکه به شکل روان، صریح و وفادار به شکل و محتوای گفتگو باید این کار را کرد که من در «خندوانه» هم دارم همین کار را می کنم.

*آقای جوان برای تولید «خندوانه» الگویی از تاک شوهای خارجی هم مد نظرتان بوده است یا نه ترجیح دادید بیشتر از ایده های گروه ایده پردازی تان استفاده کنید؟

جوان:
به نظرم ترکیب هر دو اینها در تولید «خندوانه» دخیل بوده است. بخشهایی از برنامه از الگوهای خارجی وام گرفته شده و بخشهایی از خلاقیت خودمان بوده است. اصولا سیستم برنامه سازی شبیه کارخانه است. مثلا وقتی دیوید لدرمن تاک شویی را طراحی می کند این برنامه بر اساس الگویی مشخص تعریف شده است و او می داند که در برنامه اش باید از نقطه A به نقطه B برود. اما لدرمن در تاک شوی خودش با وفاداری به قاعده کلی، تغییراتی به وجود می آورد. در حقیقت بابت ساخت چنین برنامه هایی اصول و قواعد خاص نوشته شده یک چیز مثل ژانر در فیلمسازی.

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم شهریور 1393ساعت 10:26  توسط داوود مرادنژاد  | 

درمان های خانگی سکسکه

سکسکه ناشی از اسپاسم و انقباض غیرارادی و ناگهانی عضلات دیافراگم است. زمانی که این عضله منقبض می شود، تارهای صوتی با ضربه محکمی بسته می شوند و این بسته شدن، همان صدای سکسکه را ایجاد می کند.

 

سکسکه

سکسکه ها اغلب دارای ریتم هستند. آنها معمولا ناراحتی کوچکی برای فرد به بار می آورند که موقتی است. اما با این حال طولانی شدن آنها می تواند واقعا آرامش و آسایش را از فرد بگیرد و البته در برخی موارد نیز می تواند علامت وجود یک بیماری باشد.

شیوع سکسکه در مردها و زن ها یکسان است، اما طولانی شدن آن به بیش از دو روز امری شایع در مردان است.

جالب است بدانید که سکسکه حتی می تواند در جنینی که هنوز در رحم مادر است نیز ایجاد شود.

چه چیزی باعث سکسکه می شود؟

در بیشتر موارد هیچ دلیل خاصی برای سکسکه پیدا نمی شود. اما به هر حال از شایع ترین عوامل شروع سکسکه می توان به موارد زیر اشاره کرد:

- تند غذا خوردن و بلع هوا به همراه غذا

- خوردن مقدار زیاد از غذاهای پر ادویه و یا نوشیدنی های شیرین و الکلی می تواند معده را گشاد و دیافراگم را تحریک کند.

- ابتلا به هر بیماری یا اختلالی که اعصاب دیافراگم را تحریک کند، مثل کبد چرب، پنومونی و یا سایر بیماری های ریوی.

- جراحی های شکم نیز می تواند با تحریک اعصاب دیافراگم باعث ایجاد سکسکه شود.
بینی خود را بگیرید و یک لیوان آب خنک را به یکباره سر بکشید. هیچ کس نمی داند که این روش چطور تاثیر گذارند. شاید لازم باشد که این کار را چند بار انجام دهید، اما یکی از بهترین روش ها در درمان سکسکه است

- سکته ها و یا تومورهای مغزی که ساقه مغز را درگیر کند.

- تغییرات ناگهانی دمای هوا، آلودگی هوا، ترس و هیجان را نیز می توان از شروع کننده های سکسکه در نظر گرفت.

البته سکسکه در برخی موارد از عوارض برخی داروهاست. مانند:

- داروهای کاهش دهنده ریفلاکس اسید معده

- مصرف بنزودیازپین ها مثل دیازپام، آلپرازولام و لورازپام

- مصرف داروی لوودوپا، نیکوتین و اوندانسترون

چه زمانی لازم است به پزشک مراجعه شود؟

در بیشتر موارد، علائم سکسکه بعد از مدت کوتاهی خود به خود از بین می روند و کمتر پیش می آید که نیاز به مراجعه به پزشک باشد.

به هر حال مواردی که سکسکه بیش از 3 تا 4 ساعت ادامه پیدا کند، مراجعه به پزشک می تواند مفید باشد.

از طرفی همراهی سکسکه با علامت هایی نظیر درد شکم، تب، تنگی نفس، تهوع و استفراغ، سرفه و برگشت خون به دهان و یا احساس گرفتگی و خفگی در گلو نیاز به مراجعه به پزشک دارد.

درمان های خانگی سکسکه کدام هستند؟


وقتی که شما گرفتار سکسکه می شوید، اطرافیان شما هر کدام راه حلی را به شما پیشنهاد می کنند، اما خیلی وقت ها هیچ یک از آنها موثر نیست. اما به طور کلی تمامی این راه حل ها، بر پایه دو اصل است.

نگه داشتن نفس در سکسکه

1- روش هایی که باعث می شود بدن دی اکسید کربن را در خود نگه دارد، چراکه به نظر می رسد افزایش میزان دی اکسید کربن در خون به کاهش انقباض و رفع اسپاسم عضله دیافراگم کمک می کند مثل روش نگه داشتن نفس.

2- روش هایی که حلق و عصب واگ را درگیر می کند، یعنی همان اعصابی که از مغز به معده و تمام احشای شکمی می روند، مانند خوردن سریع آب.

در اینجا می خواهیم چند راه حل موثر در خلاصی از سکسکه را به شما معرفی کنیم:

1- درمان سکسکه با بلع هوا

- تا جایی که می تواند نفس بکشید، بدون اینکه اجازه دهید هوایی از دهان و بینی خارج شود، یعنی بدون هیچ بازدمی.

- برای چند دقیقه با دهان باز نفس بکشید. حتی اگر می خواهید چیزی بخورید سعی کنید لب های شما بسته نشوند. این کار را برای چند دقیقه انجام دهید، مخصوصا زمانی که ضربه بعدی سکسکه می خواهد اتفاق بیفتد. با این روش معمولا سکسکه در عرض چند دقیقه پایان خواهد یافت.

- سعی کنید دیافراگم را بکشید. نفس کشیدن آرام فشار و کشش قابل توجهی را به دیافراگم وارد نمی کند. پس عمیق نفس بکشید. برای این کار نفستان را 30 ثانیه نگه دارید و در طی این 30 ثانیه، آرام آرام ریه خود را با بازدم خالی از هوا کنید و بعد به یکباره و عمیق عمل دم را انجام دهید. این کار را 4 تا 5 بار انجام دهید.

- نفستان را تحریک کنید. یک نفس عمیق بکشید و آن را نگه دارید. برای حدود 40 ثانیه بازدم نکنید و دهان، بینی و حتی گوش های خود را بگیرید. سپس آرام آرام بازدم را انجام دهید و این کار را 3 تا 4 بار تکرار کنید.

- نفس کشیدن داخل یک کیسه کاغذی برای مدتی کوتاه می تواند یک تحریک کننده قوی دیگر باشد.

2- درمان سکسکه با خوردن و آشامیدن

- بینی خود را بگیرید و یک لیوان آب خنک را به یکباره سر بکشید. هیچ کس نمی داند که این روش چطور تاثیر گذارند. شاید لازم باشد که این کار را چند بار انجام دهید، اما یکی از بهترین روش ها در درمان سکسکه است.

- از نی استفاده کنید. یک لیوان آب و دو عدد نی را بردارید. یک نی را در داخل لیوان و نی دیگر را در خارج لیوان بگذارید و هر دو را با هم در دهان بگذارید و آب را در حجم های بزرگ بنوشید.

- بدون استفاده از دست هایتان آب بخورید. یک لیوان آب را روی صندلی بگذارید و روی صندلی دیگری بنشینید. شروع به نوشیدن آب کنید، بدون اینکه از دست های خود کمک بگیرید.

تغییر وضعیت بدن از حالت طبیعی در زمان نوشیدن آب به حالت درازکشیده و خوردن از سمت مقابل لیوان می تواند روش خوبی باشد.

- هر 7 تا 10 ثانیه یکبار به اندازه نصف قاشق چایخوری سرکه و یا آب ترشی را بنوشید. این روش یکی از موثرترین روش ها برای توقف سکسکه است.

- مصرف یک قاشق مربا خوری شکر، مخصوصا شکر قهوه ای و مخصوصا عسل و بعد از آن نوشیدن یک لیوان آب در خیلی از موارد می تواند تاثیر گذار باشد.

اما از دیگر روش های خلاصی از سکسکه می توان به موارد زیر اشاره کرد:

- هیجان و ترس خیلی وقت ها می تواند پایان دهنده سکسکه باشد.

- کشیدن زانوها به درون سینه و کشش های بدنی می تواند با رفع اسپاسم دیافراگم، سکسکه را برطرف کند.

- بیرون کشیدن ناگهانی و شدید زبان

- گاز زدن یک تکه لیمو ترش

- غرغره آب یخ

- ماساژ انتهای گلو

- بو کردن نمک

- قرار دادن نصف قاشق چایخوری شکر در پشت زبان (شما می توانید این کار را سه بار و در فواصل دو دقیقه ای تکرار کنید).

دقت داشته باشید که تاثیرگذاری این روش ها در افراد مختلف بسته به شرایط فیزیولوژیک فرد، شدت سکسکه و البته علت آن می تواند متفاوت باشد. اما به هر حال تمام این روش ها، خانگی و قابل اعتماد هستند که در زمان مواجهه با این مشکل می توانند به کار آیند.

+ نوشته شده در  یکشنبه دوم شهریور 1393ساعت 10:5  توسط داوود مرادنژاد  | 

چرخی با خشایار الوند در سریال‌های خارجی

سریال دیدن این روزها دیگر نه قشر می‌شناسد و نه آدم. کافی است که یکی، دو قسمت از یک سریال خوب را نگاه کنید، دیگر تمام است. شما رسما تبدیل به یک معتاد سریال شده‌اید. خشایار الوند را همه به‌عنوان فیلمنامه‌نویس 90شبی‌های طنز می‌شناسیم، هرچند خودش بیشتر دوست دارد قصه‌های درام بنویسد، اما همه دیگر او را جزو ثابتی از تیم نویسندگان 90شبی‌های مهران مدیری می‌دانند.

این بار سراغ او رفتیم و از او خواستیم که بهترین سریالی که این روزها دیده را برای شما پیشنهاد کند. سریالی به غیر از «برکینگ بد» چراکه می‌دانیم آنقدر همه از این سریال تعریف کرده‌اند که دیگر فکر می‌کنیم تا همین لحظه یا سریال را شروع کرده‌اید یا قصد دیدنش را دارید. خشایار الوند از سریال «سرزمین مادری»  می‌گوید.

سریال‌بینی به سبک ایرانی

همان موقع که تب «لاست» در ایران شروع شد، من و همسرم هم با این تب همراه شدیم و با خودمان گفتیم که خب هر شب یک قسمت می‌بینیم اما همان موقع که فیلم تمام می‌شد، نگاهی به هم می‌کردیم و می‌گفتیم «یک قسمت دیگر را هم ببینیم و بخوابیم» و همین یک قسمت دیگر، ناگهان تبدیل به چند قسمت می‌شد و این‌طور بود که ما یک فصل را در یک هفته می‌دیدیم؛ فصلی که مخاطب آمریکایی در 6 ماه آن را دنبال می‌کرد. عادت هفتگی دیدن سریال‌ها که روی اصول و مخاطب‌شناسی خودشان است در بین ما رعایت نمی‌شود.

 


کاش در فهرست نویسنده‌های «سرزمین مادری» بودم

متاسفانه وقتی در ایران کاری را خوب انجام بدهیم تا ابد انتظار همان کار را از ما دارند. درست است که می‌گویند من طنز خوب می‌نویسم اما واقعیت این است که کارم را با کارهای جدی شروع کردم و کارهای جدی را بیشتر دوست دارم. اینجا اینطور نیست اگر یک کار را خوب انجام بدهید تا آخر عمر محکوم به انجام دادن آن هستید. توصیه‌ام به سریال‌بین‌ها یا کسانی که تازه می‌خواهند سریال‌بین شوند این است که فیلم‌ها را بدون هیچ نوع پیشداوری یا نقد‌های عجیب و غریب ببینند.

حتی اگر هم اهداف پلیدی پشت این داستان باشد باید بدون اغراق بگوییم که اصل سریال‌سازی آنها درست است. فارغ از حاشیه‌ها درست ساختن را از آنها یاد بگیریم. «برکینگ بد» سریال خیلی خوبی است اما من به اهل فن توصیه می‌کنم به جای «برکینگ بد» حتما «سرزمین مادری» را ببینند.

ما قهرمان نداریم

 سریال‌های خارجی شخصیت‌محور هستند اما ما متاسفانه در فیلم‌ها و سریال‌های‌مان قهرمان نداریم. یکسری خرده روایت داریم از یک جمعی که هر کس قصه خودش را دارد و در نهایت به دلیل نداشتن ایده برای تمام کردن فیلم آن را با پایان بازتمام می‌کنیم. ما حتی یک قهرمان کمدین هم نداریم اما آنها این کار را خیلی خوب بلدند. از یک انسان معمولی که می‌توان راحت با او همذات‌پنداری کرد، یک قهرمان و اسطوره می‌سازند و وقتی قلاب قهرمان گیر کند شما با سریال همراه شده، نگرانش می‌شوید و دوستش دارید.

سریالی در مورد ابهامات

علاقه‌ام به سریال «سرزمین مادری» به خاطر واقعیت‌گرایی و ساختار خوب آن است، فضای ساختاری و جاسوسی و ماموریت‌هایی که انجام می‌دهند خیلی به واقعیت نزدیک است. ضمن اینکه این سریال در حیطه‌ای می‌گذرد که برای ما جزء ندیده‌ها، نشناخته‌ها و تجربه نشده‌هاست؛ این سریال دستگاه‌های اطلاعاتی و امنیتی کشوری را که به جاسوسی و لشکرکشی معروف است، برای ما به تصویر کشیده است. درست شبیه این است که ما در مورد صنعت نفت خودمان یک سریال بسازیم؛ همیشه هاله‌ای از ابهامات در مورد بعضی مسائل وجود دارد که از قدیم تا الان وجود داشته و صحبت در مورد ابهامات همیشه جذاب است.

مسئله بعدی انتخاب درست دو بازیگر اصلی است که بسیار خوب ایفای نقش می‌کنند و از همان یکی، دو قسمت اول قلاب‌شان به بیننده گیر می‌کند، طوری که بیشتر شخصیت‌ها ما را دنبال خود می‌کشانند تا خود قصه سریال. ممکن است در بعضی قسمت‌ها داستان بالا و پایین و حفره‌هایی داشته باشد اما شخصیت‌ها خیلی درست و اصولی طراحی شده‌اند. از آنها قهرمان‌هایی اسطوره‌ای و غیرقابل شکست خلق نشده است. آنها ضعف‌های خودشان را دارند با مسائل شخصی‌شان و در قسمت‌های اول مرتب جای قهرمان و ضد قهرمان عوض می‌شود.

گاهی سریال نشانه‌هایی می‌دهد که ما فکر می‌کنیم ممکن است شخصی در سریال جاسوس و بد باشد اما متوجه می‌شویم که سخت در اشتباه بوده‌ایم. ویژگی بعدی و مهم این سریال برگ‌های برنده‌ای است که در هر قسمت برای رو کردن دارد؛ هیچ قسمتی بدون غافلگیری پیش نمی‌رود. خالق این سریال به این نتیجه رسیده که برای موفقیت احتیاجی به وارد کردن مسائل عاطفی، عشقی یا زندگی‌های مجلل و پر زرق و برق نیست. یعنی هیچ المان تماشاگرپسندی ندارند، اما با غافلگیری و پیچش‌های فیلمنامه همیشه داستان را داغ و ملتهب نگه می‌دارند و هر بار در لحظات آخر هر قسمت اتفاقی می‌افتد که شما رابرای دنبال کردن بی‌تاب می‌کند.

ما از بیرون چه شکلی هستیم؟

« سرزمین مادری »  سریال سرگرم کننده ای است و دیدگاه جالبی نسبت به ما دارد .هیچ‌وقت به این صراحت از دریچه ذهن هنرمندان یک کشور خودمان را ندیده‌ایم. شاید در قسمت‌هایی از این سریال با حقیقت محض روبه‌رو نشویم و تصویرهایی که از ما به نمایش گذاشته شده اغراق شده  باشد. در یک سکانس گفته می‌شود: اسرائیل تاسیسات اتمی ایران را نابود کرده است و قطعا ایران تلافی خواهد کرد و به حالت آماده‌باش درمی‌آیند؛ خب این یعنی از ما می‌ترسند و می‌دانند که ما می‌توانیم منافع آن کشور را به خطر بیندازیم و آنها به تکاپو می‌افتند .

 


باید این سریال را شش‌دانگ نگاه کرد

کارگردانی به شدت در خدمت لحن و استیل یک سریال جاسوسی، پلیسی و امنیتی است. بخش‌های زیادی از کار که در مدیوم سینمایی گرفته شده است مانند پلان‌بندی، تدوین ، حرکت‌های دوربین، اندازه قاب، شکل بازی‌ها و نوع ورود موسیقی همه چیز در حد استاندارد فیلمسازی دنیاست و این برنامه‌ریزی‌ها به قدری دقیق است که اگر یک لحظه از آن را از دست بدهید، روند پیگیری ماجرا را از دست می‌دهید به همین دلیل باید این سریال را شش‌دانگ نگاه کرد برای اینکه هر پلان دریچه‌ای را به پلان‌های بعدی باز می‌کند.

مهم‌ترین دلیل برای دیدن سریال سرگرم شدن و مهم‌ترین وظیفه سریال‌ها سرگرم کردن افراد به بهترین شکل ممکن است و «سرزمین مادری» در این مسیر بسیار موفق است.

سریال تخیلی نمی‌بینم

تا آنجا که بتوانم برای سریال دیدن وقت می‌گذارم؛ باتوجه به زمان کمی که دارم و بیشتر وقت‌ها سر کار هستم و زمانی که در خانه هستم ترجیح اولیه من دیدن فوتبال است، اما در اولین فرصت حتما سریال می‌بینم. دوستان سریال‌باز و سریال‌بین حرفه‌ای زیادی دارم که سریال‌های خوب را به من توصیه می‌کنند و من یکی، دو قسمت از آن سریال را می‌بینم و اگر خوشم بیاید ادامه می‌دهم و اگر نه دیگر ادامه‌اش را نمی‌بینم. سریال‌ها هرکدام در یک دوره تب خود را دارند و بیشتر مردم آنها را می‌بینند و از یکدیگر پیگیر هستند که کدام قسمت را دیده‌اند.

در حال حاضر تبلیغات‌ گسترده‌ای برای فیلم‌ها و سریال‌ها وجود دارد اما تبلیغ سینه‌به‌سینه همچنان پیشتاز است، من هم بیشتر سریال‌هایی را که می‌بینم از همین راه انتخاب می‌کنم. سریال‌های تخیلی و فانتزی بیش از حد را به هیچ عنوان نمی‌توانم ببینم. اصلا نمی‌توانم سریالی که یک اژدها دارد را هضم کنم. خوشبختانه یا شاید متاسفانه سریال‌بین‌های حرفه‌ای ما خیلی تحت‌تاثیر تبلیغات خارجی‌ها نیستند، ممکن است خارج از کشور یک سریال خیلی بزرگ و بحث روز شود اما وقتی اینجا از کسی بپرسیم، می‌گوید چند قسمت دیدم اما خوشم نیامد. در حال حاضر صنعت سریال‌سازی سینمای تجاری از صنعت فیلم‌سازی‌اش خیلی قوی‌تر است.

در سال حدود 800 تا 1000 فیلم در سینمای تجاری ساخته می‌شود و حدود 100 تای آنها فقط قابل بحث و نقدنویسی است و اکران می‌شوند و درنهایت پنج یا شش تا از آنها به اسکار می‌رسند اما سریال‌های‌شان از هر 10 سریال 8 تای آنها بهترین هستند و قابل پیگیری و آن دو سریال دیگر هم قطعا با نیت خاصی یا برای ساعت خاصی از روز یا جمعیت و هدف مشخصی ساخته می‌شوند به عنوان مثال یک سریال کابویی در شهر مربوط به خودش بیننده‌های فراوانی خواهد داشت اما ما نمی‌بینیم. باید گفت قوت اصلی سریال‌های‌شان فیلمنامه‌های قوی است که دارند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام مرداد 1393ساعت 10:55  توسط داوود مرادنژاد  | 

تا حالا پاپ‌کورن مرغی خوردی؟!

اگر عشق پاپ‌کورن هستید و در مواقع بیکاری یا فیلم دیدن یک کاسه بزرگ از انواع نمکی و پنیری آن روی پایتان است و دایم می خورید، توصیه می کنیم یک مدل جدید از آن را امتحان کنید. این نوع پاپ کورن با برش های بسیار کوچک مرغ درست و با سس بلوچیز سرو می شود. یک اسنک بسیار خوشمزه و جالب و سالم.

•    زمان تهیه و پخت: 15 دقیقه

•    تعداد: 4 نفر

مواد لازم

•    2 عدد سینه مرغ بدون استخوان

•    6 قاشق غذاخوری سس تند

•    دو پیمانه مخلوط پنکک

•    یک پیمانه آب

•    نصف قاشق چایخوری پودر سیر

•    نصف قاشق چایخوری سس تند و ادویه‌دار

•    دو قاشق چایخوری سرکه سفید

•    یک قاشق چایخوری نمک

•    سس تَبَسکو

•    روغن گیاهی

•    سس بلوچیز

•    ساقه کرفس

طرز تهیه

1.    سینه‌های مرغ را به تکه های کوچک برش دهید.

 


2.    سپس آنها را درون کاسه بریزید. دو قاشق غذاخوری سس تند روی آنها بریزید و هم بزنید. 

 


3.    نصف پیمانه از پودر پنکک را درون کاسه متوسطی بریزید و کنار بگذارید. دو پیمانه باقی مانده را در کاسه بزرگ دیگری بریزید. روی آن آب بریزید و هم بزنید. 4 قاشق غذاخوری سس فلفلی، پودر سیر، سس گوجه‌فرنگی ادویه‌دار، سرکه سفید، نمک و سس تبسکو را اضافه کنید و هم بزنید تا همه مواد کاملا یکدست شوند.

 


4.    روغن گیاهی را درون تابه بریزید تا کاملا داغ شود. تکه های مرغ را ابتدا درون کاسه آرد بیندازید و بغلتانید تا همه سطح مرغ را بپوشاند. سپس آن را درون مایه خمیر بیندازید. در آخر در روغن قرار دهید تا کاملا پخته و سطح خمیر طلایی شود. 

 


5.    هر طرف را دو دقیقه سرخ کنید کافی است.

 


6.    آنها را روی دستمال کاغذی حوله‌ای قرار دهید تا روغن اضافه‌شان گرفته شود.

 


7.    مرغ ها را درون قیف پاپ‌کرن بریزید و با سس بلوچیز، ساقه کرفس و سس تبسکو سرو کنید.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم مرداد 1393ساعت 9:57  توسط داوود مرادنژاد  | 

چرا ایرانی ها عاشق ملودرام اند؟

تا به حال به دلایل محبوبیت ملودرام ها بین عامه مخاطبان سینمایی و تلویزیونی پرداخته بودیم. پرونده هایی که به راز موفقیت سریال های «یانگوم»، «نرگس» و «ستایش» می پرداختند. اینجا خلاصه ای از آن دلایل را دوباره با هم مرور می کنیم؛ دلایلی که هنوز مصداق دارند و به خاطر همین هم سکه سری دوم «ستایش» هنوز بین بینندگان خریدار دارد.

1- زن ها؛ این زن های شگفت انگیز

خط اصلی قصه ملودرام ها حول محور مسائل زنان پیش می رود که به تبع آن ماجراهایی مثل خواستگاری، خیانت و ... هم می آید. مثلا در سریال «زیر تیغ»، بعد از ماجرای قتل، ما با زن های فیلم ارتباط برقرار می کنیم و دلسوز آنها می شویم. در «پدرسالار» و «در پناه تو» هم مخاطب همیشه با زنان فیلم ارتباط دارد و آنها را بیشتر دوست دارد.

 


ریشه اسم های زنانه سریال هایی مثل «نرگس» و «ستایش» هم از این ویژگی می آید. این مسائل زنان یک کهن الگوی جهانشمول است که همیشه کارکرد دارد. زنی که مظلوم است و دور و بر آن نیروهای متخاصم هستند.

2- کشمکش؛ قطارهایی که به سمت هم می روند

منطق شخصیت پردازی همه کاراکترها ایجاد تضاد بین آنهاست تا با هم کنش و واکنش داشته باشند. انگار دو قطار که از روبرو به سمت هم نزدیک می شوند. یک زن می سازی در مقابل پدرشوهر و در کنارش یک زن مهربان و جاری بدجنس و همکاران حسود و ... با تمرکز روی هر کدام از این قصه ها، می شود چند قسمت سریال را ادامه داد.

مثلا در سریال پدرسالار یک طرف ماجرا کشمکش عروس و پدرشوهر است، طرف دیگر آدمی که با خودش درافتاده و فهمیده دوره اش تمام شده. این کشمکش دراماتیک بین قهرمان و ضدقهرمان ها، به جذاب شدن قصه کمک می کند.

3- کاراکترهای فرعی؛ خانواده ساخته می شود

شخصیت های دیگری هم در کنار قهرمان و ضد قهرمان اصلی هستند. مثلا در سریال در پناه تو، کاراکترهای دایی و زن دایی این وضعیت را دارند. در این سریال اخیر سلطانی هم، «عاطفه» دوست ستایش و شوهر دفترخانه دارش در کنار او ایستاده اند و در مقابل بقیه مقاومت می کنند.

 


دنبال کردن موازی قصه این آدم های فرعی، مفهوم خانواده را در داستان می سازد و مخاطب وقتی این موضوع را می بیند، با آن احساس نزدیکی می کند. این کاراکترهای فرعی، مختص شرایط اجتماعی خودشان هستند و همیشه هم با کهن الگوها انطباق ندارند؛ مثلا توی در پناه تو، پدری هست که به بچه ها آرامش می دهد و برخلاف پیش فرض های ذهن مخاطب ایرانی عمل می کند.

4- قهرمان زجر کشیده؛ عامل همذات پنداری

شخصیت، رسوب درام در ذهن مخاطب است. یعنی از درام، شخصیت هایش در ذهن آدم ها می ماند نه داستان هایش. وقتی شخصیت منفی موانعی برای شخصیت مثبت بسازد، شخصیت مثبت با رد شدن از آنها پیچیده تر و جذاب تر می شود. این برگ برنده ای برای فیلمنامه نویس است. اما در اغلب ملودرام های ایرانی، قهرمان ها بیشتر منفعل هستند؛ معمولا محنت می کشند و مخاطب هم دوست دارد با او همذات پنداری کند. آنها در برابر ستم هایی که به آنها می شود فقط صبر می کنند و عکس العملی نشان نمی دهند. مثلا نرگس اینطوری است و کار خاصی نمی کند یا شخصیت خانم کوچیک در سریال «پس از باران» مثال واضح دیگری برای این موضوع است.

 


5- صورت زخمی ها؛ محبوب می شوند

مخاطب وقتی قهرمان را قبول می کند که شکستی از او دیده باشد تا قهرمان علیه آن حرکت کند. امین تارخ در سریال «جراحت» همین وضعیت را داشت. فیلمنامه نویس ها باید در طول داستان یک مورد منفی را به قهرمان نسبت بدهند تا آن تحول نهایی در مخاطب تاثیر بگذارد.

در پدرسالار هم همین موضوع را می بینیم. مادر خوانده از اسدالله می خواهد خانه را برای بچه هایش بکوبد و بسازد. این شکافی است که در قهرمان به وجود می آید. سریال هایی موفق می شوند که این شکاف بیشتر در آنها دیده شود. این یک نکته منفی است که قهرمان نقطه ضعفی نداشته باشد به طور منطقی مخاطب نمی تواند با آدمی که کامل است، همذات پنداری کند.

6- ضد قهرمان؛ کاری که دوست داریم و نمی توانیم

شخصیت های منفی مثل «حشمت فردوس» در ستایش، یا «پدرسالار» کاری می کنند که برای مخاطب جذاب است. اصلا یکی از کارکردهای درام همین است؛ کاری که ما نمی توانیم انجام بدهیم، کاراکتر داستان انجامش می دهد. شاید مخاطب دلش بخواهد بزند توی گوش کسی ولی نتواند اما وقتی ضدقهرمان این کار را می کند، مخاطب ارضا می شود.

در سریال های پدرسالار و نرگس شخصیت های اسدالله خان و شوکت در ذهن همه ما مانده است اما کاراکترهای عروس خانواده و نرگس خیلی کمرنگ هستند. اغلب آثاری هم که شکست می خورند، متوجه این رویکرد نیستند و نیروهای منفی فیلم را خوب شخصیت پردازی نمی کنند.

 


7- پیام اخلاقی؛ ما از این داستان نتیجه می گیریم

قهرمان در ملودرام ها وارد شرایطی می شود که باید تغییر کند. مثلا در ستایش، زندگی زنی را می بینیم که علیرغم مخالفت های پدرشوهر، اصرار دارد همچنان سرپرستی بچه های بی پدرش را برعهده داشته باشد و به همین خاطر، متحمل سختی های فراوانی در زندگی می شود.

حالا با ورود به این دنیای جدید، یک عده با تو هستند و یک عده علیه تو. طبیعتا ملودرام ها درباره انسان هاست و بالاخره این شخصیت ها هم عوض می شوند. مخاطب عام دوست دارد درباره شخصیت ها قضاوت کند و این مسئله، منجر به خلق آدم هایی با تکلیف معلوم و قصه هایی با رویکرد آموزنده - هر چند با پیام های سطحی - می شود.

البته تحول قهرمان در پایان این سریال ها به خاطر نبودن همان شکاف و ضعف در شخصیتش، معمولا باورپذیر از کار در نمی آید اما این مسئله برای مخاطب هدف این آثار اهمیتی ندارد. او فقط علاقمند است یک پایان خوب ببیند.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم مرداد 1393ساعت 10:31  توسط داوود مرادنژاد  | 

افراط ستاره ها در جراحی زیبایی

رواج انواع جراحی‌های زیبایی در سال‌های اخیر آنقدر شدت یافته که حالا دیگر به صورت مسئله‌ای عادی با آن برخورد مي‌شود. با این حال گاهی تعدد این جراحی‌ها می‌تواند اوضاع را برای بعضی افراد مثل بازیگران و چهره های معروف نگران کننده و بحرانی کند .افراط در جراحی‌های زیبایی به‌خصوص در مواقعی که شاید اصلا لزومی به استفاده از این روش نباشد، می‌تواند مترادف با پایان زندگی حرفه‌ای بعضی از این افراد باشد. اگرچه آنها برای حفظ زیبایی و نشاط سراغ این جراحی‌ها می‌روند اما نتیجه درنهایت چیز دیگری از آب در می‌آید.

مصداق این ادعا افرادی هستند که به‌دلیل زیاده روی در جراحی زیبایی شغل‌شان را تقریبا از دست داده‌ا‌ند. هواداران این هنرمندان آنها را با چهره‌های جدیدشان نپذیرفتند و این موضوع معنایی جز پایان کار آنها نداشت. آنها بعد از این جراحی‌ها مقابل آیینه ایستادند و کسی را دیدند که هیچ نشانی از خودشان نداشت!

بروس جانر

قهرمان المپیک، دارنده مدال طلای این مسابقات در رشته دوومیدانی، یک حرفه‌ای تمام‌عیار و یک ستاره ورزشی سرشناس. مدال طلایی که به واسطه قابلیت‌هایش در المپیک تابستانی مونترال در سال 1976 برگردنش آویخته شد هنوز از خاطر هوادارانش پاک نشده است. بعد از آن بود که با کریس جانر ازدواج کرد و البته مصمم شد تا شهرتش را با ادامه فعالیت‌هایش در زمینه‌های دیگر بیشتر کند. او وارد عرصه هنر شد. در فیلمی که شکست بزرگی خورد بازی کرد و در بعضي دیگر از برنامه‌های ویدئویی خانگی حضور پیدا کرد. از این زمان به بعد او نه‌تنها به عنوان یک ورزشکار قهرمان بلکه به‌عنوان کسی که در فعالیت‌های هنری هم دستی بر آتش داشت شناخته می‌شد.

 


 در سال 1984 اما بروس جانر با عمل جراحی بینی و لیفتینگ پوست صورت آن هم در 35سالگی بار دیگر همه توجهات را معطوف خود کرد. تغییر چهره این مرد اما به مذاق هوادارانش خوش نیامد. او خیلی آرام از فعالیت‌های قبلی‌اش کنار گذاشته شد و در فهرست کسانی قرار گرفت که جراحی‌های زیبایی به عمر حرفه‌ای‌اش پایان داد. بروس جانر به همین سادگی خانه‌نشین شد.

جنیفر گری

 


او بازیگر محبوب و دوست‌داشتنی دهه 80 بود. هنرنمایی جنیفر گری در فیلم رقص کثیف از او ستاره‌ای بی‌چون و چرا ساخته بود هر چند این سعادت خیلی بادوام نبود چرا که 3 سال بعد از فیلم رقص کثیف جنیفر گری بینی‌اش را به تیغ جراحی سپرد و این اتفاقی بود که تقریبا مترادف شد با پایان دوران اوج این بازیگر. بعد از عمل بینی، ‌جنیفر نقش‌های بسیاری را از دست داد چه اینکه چهره جدید او برای طرفدارانش یک چهره کاملا غریبه بود و دیگر کمتر کارگردانی جرات کرد ریسک استفاده از او را در نقش‌های مهم فیلم‌هایش به جان بخرد. جنیفر گری درباره این اتفاق می‌گوید: به‌عنوان یک ستاره سینما و تلویزیون به اتاق عمل رفتم و وقتی از اتاق عمل بیرون آمدم دیگر جنیفر گری مشهور نبودم، بلکه یک آدم بی‌نام و نشان بودم که هیچ شباهتی به جنیفر اصلی نداشت. هیچ اثری از آثار چهره خودم باقی نمانده بود، حتی برای خودم هم یک غریبه بودم. با ناپدید شدن بینی واقعی جنیفر روی صورتش و از بین رفتن آن قیافه آشنا، گویی پیشه بازیگری هم از زندگی او بیرون رفت و جنیفر دیگر هرگز نتوانست روزهای اوج خود را تجربه کند.

لارا فلین بویل

 


او بابت نقش‌آفرینی در تلویزیون بارها عنوان بهترین بازیگر را از آن خود کرد. بازی در twin peaksو the practice دو بار عنوان بهترین بازیگر تلویزیونی را به لارا اختصاص داد. بعد از آن بود که با بازی‌های فوق‌العاده در فیلم‌های دنیای وین و سعادت بیش از پیش پتانسیل بالای خود را به نمایش گذاشت. در سال 90 اما همه چیز ناگهان تغییر کرد. لارا بدون هیچ محدودیتی خود را در بند انواع جراحی‌های زیبایی محصور کرد تا جایی‌که بعد از مدتی دیگر هیچ شباهتی بین لارایی که عنوان بهترین بازیگر تلویزیونی را به خود اختصاص داده بود و لارای جدید باقی نماند. کشتی لارا به گل نشست. جراحی‌های متعدد زیبایی او سدی شد برای ادامه حضور پررنگ و موفق وی در عرصه سینما و تلویزیون. تعداد نقش‌های پیشنهادی به حداقل رسید و لارا آرام‌آرام از حرفه‌اش کنار گذاشته شد.

مگ رایان

 


مگ رایان دختر محبوب همسایه در سریال «وقتی هری سالی را ملاقات کرد»، بود. او در نقش خود بسیار خوش درخشید و همه توجهات را متوجه خود کرد اما این روزها دیگر اثری از آن چهره سابق در صورت مگ باقی نمانده است. اگرچه او هرگز شایعات را تايید نکرد اما از قرار معلوم تزریق لب و بوتاکس‌های پی‌درپی باعث این همه تغییر در چهره این بازیگر شد تا جایی که دیگر کمتر کسی به او پیشنهاد حضور در نقشی را داد تا بلكه بار دیگر بتواند قابلیت‌هایش را در بازیگری اثبات کند. ظاهرا جراحی‌ها حدود سال 1996 شروع شد و درنهایت بعد از کلی تغییر شاخص در چهره این بازیگر دیگر هیچ‌کس او را در نقشی قابل‌توجه ندید. به همین سادگی بازیگری که می‌توانست به یک ستاره در حرفه‌اش تبدیل شود، افول کرد؛ افولی که ثمره جراحی‌های زیبایی بیش از حد او بود.

هیدی مونتگ

 


او با شوی تلویزیونی the hill مشهور شد و نامش بر سر زبان‌ها افتاد. درست وقتی که کارگردان‌های سینما و تلویزیون او را در جمع یکی از انتخاب‌های خود قرار داده بودند اقدام عجیبی کرد. یک روز و 10 جراحی زیبایی از هیدی چهره‌ای کاملا متفاوت ساخت! این اقدام پر سر و صدا عملا باعث شد او کارش را از دست بدهد. هیدی در شرایطی با 10 عمل جراحی یک خودکشی واقعی کاری کرد که همه از پتانسیل بالای او برای نقش‌آفرینی حرف می‌زدند و تا تبدیل شدن به یک ستاره فقط یک قدم فاصله داشت. او در حال حاضر کاملا شبیه باربی شده؛ عروسک‌هایی که دیگر حتی به عنوان اسباب بازی هم از مد افتاده‌ به حساب می‌آیند!

چرا جراحی زیبایی درمیان ستاره ها پرطرفدار است ؟

راهي براي  ديده شدن

با ورود به عرصه‌هايي مثل بازيگري، افراد وارد يك دنياي نمايشي مي‌شوند كه يكي از رگه‌هاي شخصيتي «خودشيفتگي» يا «نمايشي بودن» را در آنها تقويت مي‌كند. البته بايد تاكيد كنيم همه ما رگه‌هاي متفاوت شخصيتي داريم و برجسته شدن يك رگه به معناي ابتلاي فرد به اختلال رواني نيست. چهره‌هاي سرشناسي كه اين رگه‌هاي شخصيتي در آنها تقويت مي‌شود مگر در موارد نادر- دچار اختلالات رواني نيستند، بلكه خود را به موجي سپرده‌اند كه شغل‌‌شان اقتضا مي‌كند.

توجه ديگران از زيبايي مهم‌تر است

فردي كه رگه شخصيتي خودشيفته در او قوي‌تر است، فكر مي‌كند همه دوستش دارند و نمي‌تواند باور كند كه مورد توجه كسي نيست. چنين فردي تصور مي‌كند همه نگاه‌ها به سمت اوست و به همين دليل رفتارهايي به نمايش مي‌گذارد كه توجه بيشتري را به خود متمركز كند. از سوي ديگر فردي كه رگه شخصيتي نمايشي دارد، دوست دارد از طريق ظاهر، چهره و قيافه‌اش توجه بيشتري را جلب كند و تمركز ديگران بر اين ويژگي‌هاي او برايش اهميت زيادي دارد.

 


با زشت شدن مشكلي ندارند

گرچه در برخي موارد اين چهره‌ها نتيجه‌اي نامطلوب از جراحي‌شان مي‌گيرند، اما واقعيت اين است كه براي آنها نتيجه عمل اهميت چنداني ندارد، بلكه خود اتفاق مهم است. انجام عمل به آنها آرامش مي‌دهد و احساس مي‌كنند براي بيشتر ديده شدن قدمي برداشته‌اند و بسياري از آنها حتي پس از گرفتن نتيجه‌هاي نامطلوب، حاضر نيستند موفقيت‌آميز نبودن نتيجه را بپذيرند.

رسانه‌ها را خبر مي‌كنند

گرچه ابتلا به «خود زشت‌پنداري» يكي از دلايل گرايش افراطي به جراحي‌هاي زيبايي است، اما نمي‌توانيم بازیگران و چهره‌هاي سرشناسي كه مي‌خواهند از طريق عمل‌ها توجه بيشتري را جلب كنند، در گروه مبتلايان به اين اختلال بدانيم چراكه فضايي كه اين افراد در آن قرار مي‌گيرند، از آنها مي‌خواهد چنين رفتاري را در پيش بگيرند و كمتر كسي در ميان آنهاست كه آنقدر توانايي داشته باشد كه براي ديده شدن در رسانه‌ها و جلب توجه هواداران، احساس نياز به چنين اقدام‌هايي نكند.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم مرداد 1393ساعت 9:47  توسط داوود مرادنژاد  | 

برند سازي خوب و بسته بندي اغوا كننده

شايد نتوان يك كتاب را از روي جلدش قضاوت كرد اما وقتي پاي محصولتان در ميان است، مصرف كنندگانتان حتما چنين نگاهي خواهند داشت.

بسته بندي در اصل همان برند سازي است. اين همان چيزي است كه مصرف كنندگان قبل از دردست گرفتن محصول شما به آن توجه مي كنند بنابراين بايد براي آن وقت گذاشته و ضمن تحقيق براي ساخت چيزي كه به برجسته شدن كالايتان در قفسه فروشگاه كمك مي كند، پول نيز هزينه كنيد.

از اين رو برند سازي خوب و بسته بندي اغوا كننده براي تازه كار ها اهميت ويژه اي دارد.

در زير شش نكته اساسي جهت ديزاين بسته بندي براي تازه واردها ارائه داده شده اند:

فرم و عملكرد



در سطح مقدماتي، بسته بندي از محصول شما محافظت كرده و مامن آن است اما بسته بندي يك كالا در پوششي حباب دار و جعبه اي سفيد تاثيري بر روي مصرف كندگان نخواهد گذاشت بنابراين بسته بندي بايد عين جذاب بودن فوايد استفاده از محصولتان را به مصرف كنندگان اطلاع دهد.

خلاق باشيد

كيفيت خوب و بسته بندي خلاق مصرف كنندگان را به سوي خود جذب مي كند. وقتي مشتري محصول شما را از قفسه بر مي دارد، در صورت مشاهده دقت بالاي شما در بسته بندي و تجربه لذت بخشي كه با آن به او دست مي دهد، در تصميم خود براي انتخاب كالايتان با وجود مشاهده يك رقيب ارزان تر تجديد نظر خواهد كرد.

 


براي نمونه بياييد به ديزاين بسته بندي اين قلم موهاي رنگ ريش دار نگاهي بيندازيم كه طراح آن سيمون لاليبرته براي شركت Poilu است.

اين ديزاين هاي غير مترقبه به شكلي هوشمندانه با نگاه به موي قلم موها به عنوان ريش، يك بسته بندي خلاق براي اين برند به وجود آورده اند.

واضح عمل كنيد

اغلب اوقات، وقتي در قفسه هاي سوپرماركت محلي خود به دنبال محصولي خاص مي گرديد، گستره محصولات مشخص نبوده و گهگاه حتي پيدا كردن نام يك برند سخت تر نيز مي شود.

شما محصولات زيادي را خواهيد ديد كه با طراحي هاي بيش از حد برجسته قصد انتقال منافع استفاده از يك محصول بدون مشخص بودن نام برند يا لوگوي آن را دارند. شما همچنين بسته اي را پيدا خواهيد كرد كه با وجود ثبت مشخص نام برند بر روي آن جزئيات كمي درباره فوايد يك كالا را به اطلاع شما مي رساند.

 


در حالي كه طراحي مينيماليستي براي برخي محصولات مانند لوازم آرايشي جذاب است اما شكست در شناساندن برند و محتواي يك محصول مي تواند مصرف كننده را از خريد آن بازدارد.

براي نمونه در اين نمونه بسته بندي كيسه برنج از Mighty Rice، نام برند واضح بوده و با فونتي قابل شناسايي نوشته شده است. فوايد استفاده از اين محصول نيز زير نام برند آمده اما قرار گرفتن روي يك نوع پلاستيك شفاف، به مصرف كنندگان اجازه مشاهده كيفيت محصول را مي دهد.

به چيزي فراتر از مشاوره فكر کنید

به عنوان يك تازه وارد، شايد بودجه كمي داشته باشيد. شايد به همان اندازه كه به توليد و تجاري بودن يك محصول دقت مي كنيد، در خصوص ديزاين بسته بندي چندان تيزهوش نباشيد.

چنانچه يك آژانس تبليغاتي را به خدمت گرفته ايد، از يك شركت مشاوره بسته بندي نيز براي كمك به توسعه برند بهره ببريد. آن ها واقف به يك سري نكات راهنما در حوزه كيفيت بسته بندي بوده و گاهي اوقات يك سري ملاحظات عملي در زمينه بسته بندي محصول به شما ارائه مي دهند كه احتمالا هرگز به آن ها فكر نكرده ايد.

 


مشاوره ها به منظور حفظ رقابت با يك شركت بزرگ تر با قيمتي پايين تر همان توصيه هاي خارق العاده را در خصوص قرار دادن يك نمايشگر، طرز چيدن محصولات در قفسه هاي فروشگاه يا عرضه آنلاين آن ها به شما مي كنند.

فروش يك محصول در فروشگاهي واقعي بسيار سخت تر از فروش آن در اينترنت است. در يك فروشگاه واقعي محصولتان به احتمال زياد در قفسه چيده شده يا از جايي آويزان است بنابراين اين فاكتور را در ديزاين بسته بندي محصول در نظر بگيريد. در فروش ديجيتال، مصرف كننده ها قادر به لمس محصول قبل از خريد نبوده و در نتيجه بايد به حواس ديگر فرد توجه كنيد. براي مثال، در حوزه تايپوگرافي و انتخاب رنگ دقت كنيد تا در مقايسه با ديگران جالب و منحصر به فرد به نظر برسد.

به عنوان نمونه، اين سمعك هاي Noté كه توسط Reynolds & Reyner طراحي شده براي نمايش فيزيكي داراي يك شكاف كوچك براي آويزان شدن در مكان هاي مختلف هستند. در ادامه، تركيب سمعك به عنوان نت موسيقي با خط ها و شماره هاي موسيقيايي، بسته بندي اين محصول را براي صفحه نمايشگر به اندازه كافي جالب مي كند.

ولخرج نباشيد


با توجه به نگراني هاي جامعه جهاني درباره بسته بندي پايدار، مصرف كنندگان روز به روز درباره تاثير محصولات مختلف بر روي محیط زيست آگاه تر مي شوند.

بسياري از خانواده ها به بازيافت محصولات توجه كرده و انتظار مي رود كه بتوانند به بازيافت بسته بندي محصولات خريداري شده بپردازند. بنابراين اجراي يك نوع ديزاين كه در ضمن دوستدار محيط زيست نيز هست، قلب مصرف كنندگان را ربوده و موجب فروش يك محصول خواهد شد.


بسياري از سوپرماركت ها در حال حاضر فعالانه به كاهش سايز بسته بندي محصولات خود روي آورده اند.

ذكر اين نكته مهم است كه بدانيم كشور هاي مختلف دستورالعمل هاي مختلفي در حوزه بسته بندي را تصويب كرده و بنابراين قبل از صرف زمان و هزينه از بررسي اين نكات مطمئن شويد.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم مرداد 1393ساعت 10:25  توسط داوود مرادنژاد  | 

مزایای شگفت انگیز نوشیدن چای

شايد بتوان گفت چاي اين نوشيدني همگاني که بر سر سفره و روي ميز بسياري از مردم جهان، در ميهماني ها، جشن ها ، سوگواريها به عنوان پيش غذا، پس غذا و گاهي غذاي اصلي (چاي شيرين صبحانه) جاي دارد، بعد ازآب يکي از ارزانترين و پرطرفدارترين نوشيدنيهاي جهان محسوب مي شود.

 


به گزارش سایت.fitnea ، یک لیوای چای داغ بیش از هر چیز دیگری می تواند به شما آرامش ببخشد.همچنین چای سرشار از مواد طبیعی است که برای سلامتی بدن مفید است. در اینجا برخی از مزایای کلیدی نوشیدن چای را مطرح می کنیم:

پیشگیری از ابتلا به بیماری های قلبی

تحقیقات نشان داده است که چای سیاه و سفید خطر ابتلا به بیماری های قلبی و عروقی را کاهش می دهد. چای باعث بهبود جریان خون در رگها و در نتیجه باعث کاهش خطر لخته شدن خون می شوند.چای همچنین سرشار از آنتی اکسیدان است که باعث پیشگیری از خطر ابتلا به بیماری های عروق کرونر می شود.

تقویت سیستم ایمنی بدن

بر اساس مطالعه انجام شده توسط آکادمی ملی علوم در سال 2009 ، سلول های ایمنی در بدن مصرف کنندگان چای 5 برابر افرادی است که روزانه قهوه مصرف می کنند. چای سبز سرشار از آنتی اکسیدان است که سبب تقویت مکانیزم ایمنی بدن می شود و بدن را در برابر طیف وسیعی از بیماری های ویروسی و میکروبی محافظت می کند.

ضد سرطان

چای دارای خواص ضد سرطانی است. مطالعات بالینی نشان داده است که آنتی اکسیدان موجود در چای با رادیکال های آزاد مبارزه می کند و از سلول های سالم محافظت می کند.رادیکال های آزاد مسئول ایجاد بیماری های مزمن مانند سرطان هستند.

کاهش وزن

نوشیدن چای به طور منظم بدون افزودن شیر یا قند به چای سوخت و ساز بدن را افزایش می دهد. مطالعات نشان داده است نوشیدن 5 تا 7 لیوان چای در روز به شما کمک می کند تا 80 کالری بسوزانید.

جلوگیری از پوسیدگی دندان

نوشیدن چای به طور منظم از پوسیدگی دندان جلوگیری می کند. زیرا چای حاوی فلوراید است و مواد معدنی ضروری برای سلامت دندان ها را دارد.همچنین آنتی اکسیدان موجود در چای با بیماری های لثه مبارزه می کند.

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم مرداد 1393ساعت 10:25  توسط داوود مرادنژاد  | 

طرز تهیه ران مرغ با طعم لیمو

مواد لازم:

مواد لازم

- آب ليمو ¼ پیمانه
   
- پوست رنده شده ليمو 1 قاشق سوپخوري
   
- سير له شده،2 حبه
   
- برگ تازه آويشن 3 قاشق چايخوري،ريز خردشده(در صورت استفاده از پودر آويشن 3/1 قاشق چايخوري كافيست)
   
- جعفري تازه ،ريز خرد شده 2 قاشق چايخوري
  
- ران مرغ 4 عدد،پوست نگرفته و با استخوان
   
- نمك دريائی و فلفل تازه به ميزان لازم

 


طرز تهیه

1- در ظرفي كه بتوان درب آن را محكم بست(هوا به داخل آن كشيده نشود) تمامي مواد بجز ران مرغ ها را به خوبي مخلوط كرده و مخلوط را به صورت خمير در آوريد.ران مرغ ها را به مواد مخلوط شده اضافه كرده ،اطراف ران ها را كاملا به مواد آغشته كنيد،درب ظرف را بسته و مخلوط را به مدت 2 ساعت در يخچال بگذاريد تا ران ها كاملاً مزه دار شود

2- بعد از 2 ساعت ظرف را به مدت 20 دقيقه در هواي اتاق قرار دهيد.فر را در دماي 425 درجه فارنهايت(220 درجه سانتيگراد) گرم كنيد

3- سيني فر يا ظرف مورد نظر را با اسپري به روغن آغشته كنيد.مرغ ها را از ظرف خارج كرده و برروي تخته چوبي آشپزخانه قرار دهيد و هر دو طرف مرغ ها را با نمك دريائي و فلفل مزه دار كنيد.ران ها را در ظرف یا سینی فرقرار دهید و در صورت تمايل روي هركدام از رانها روغن زيتون بريزيد.ظرف را به مدت 25-20 دقيقه بر روي سيني وسطي فر قرار دهيد

4- ظرف را بعد از 20 دقيقه از فر خارج كرده و باقيمانده مواد را مجدداً به ران ها ماليده و 25-20 دقيقه ديگر در فر قرار دهيد تا زمانيكه تمام مواد به خرد ران ها برود.ظرف را بعد از پخت از فر خارج كرده و بعد از 5 دقيقه سرو كنيد.

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم مرداد 1393ساعت 10:19  توسط داوود مرادنژاد  | 

مطالب قدیمی‌تر